<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا و برنامه ریزی محیطی</title>
    <link>https://gep.ui.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیا و برنامه ریزی محیطی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی کیفیت آب رودخانه آجی‌چای و عوامل مؤثر بر آن</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30107.html</link>
      <description>طرح مسئله: مطالعه کیفیت آب‌های سطحی که از قابل دسترس‌ترین منابع تأمین آب در کشاورزی، شرب و صنعت محسوب می‌شود، اهمیت فراوانی دارد. افزون بر این، شناسایی پارامترهای هیدروشیمیایی آب رودخانه‌ها که کیفیت آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اهمیت بسزایی دارد. روش پژوهش: در مطالعه حاضر، کیفیت آب آشامیدنی در حوضه آبریز آجی‌چای در استان آذربایجان شرقی با استفاده از سه شاخص با روش‌های متفاوت وزن‌دهی شامل WQI، EWQI و ImpWQI مشخص شد. در این تحقیق، از داده‌های 11 پارامتر کیفیت آب شامل کل جامدات محلول (TDS)، هدایت الکتریکی (EC)، اسیدیته (pH)، بی‌کربنات (HCO₃⁻)، کلراید (Cl⁻)، سولفات (SO₄&amp;amp;sup2;⁻)، کلسیم (Ca&amp;amp;sup2;⁺)، منیزیم (Mg&amp;amp;sup2;⁺)، سدیم (Na⁺)، پتاسیم (K⁺) و سختی کل (TH) در سه ایستگاه هیدرومتری شامل ارزنق، آخولا و مرکید طی دوره آماری (1400-1382) استفاده شد. از روش تجزیه به عامل‌ها (FA) برای تشخیص عوامل مؤثر بر کیفیت آب رودخانه بهره گرفته شد. نتایج: نتایج نشان داد که کیفیت آب در ایستگاه ارزنق بر‌اساس شاخص‌های WQI و EWQI در سطح متوسط و بر‌اساس شاخص ImpWQI در سطح ضعیف قرار گرفت؛ در حالی که کیفیت آب در ایستگاه‌های آخولا و مرکید طبق هر سه شاخص در طبقه بسیار ضعیف ارزیابی شد. نتایج FA نشان داد که در ایستگاه‌های ارزنق، آخولا و مرکید، مجموع دو عامل اول به‌ترتیب، بیش از 78، 1/81 و 43/92 درصد از واریانس داده‌ها را توجیه می‌کرد. در ایستگاه ارزنق، کیفیت آب بیشتر تحت تأثیر &amp;amp;laquo;نمک کلرور سدیم&amp;amp;raquo; از یک سو و &amp;amp;laquo;سختی با کربنات کلسیم&amp;amp;raquo; از دیگر سو بود. کیفیت آب در ایستگاه آخولا بیشتر تحت تأثیر &amp;amp;laquo;کربنات منیزیم و کلسیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سولفات‌ها&amp;amp;raquo; بود. کیفیت آب، در ایستگاه مرکید بیشتر تحت تأثیر &amp;amp;laquo;همه متغیرها به‌جز اسیدیته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اسیدیته&amp;amp;raquo; است. می‌توان نتیجه گرفت که با هر سه شاخص، کیفیت آب در هر سه ایستگاه نشان‌دهنده محدودیت در استفاده شرب است؛ ارزیابی نهایی برای مصارف انسانی نیازمند اندازه‌گیری دقیق پارامترهای تکمیلی، از جمله پارامترهای میکروبی و فلزات سنگین است. کنترل آلاینده‌های اصلی، پایش مستمر کیفیت آب، استفاده از روش‌های تصفیه مناسب و برنامه‌ریزی منطقه‌ای برای مدیریت منابع آب منطقه ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فرآیندهای تکتونیکی - فرسایشی مؤثر در شکل‌گیری پدیمنت‌های ارتفاعات شمالی زنجان</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30158.html</link>
      <description>پدیمنت‌ها به‌عنوان سطوح فرسایشی کم‌شیب در پایه رشته‌کوه‌ها، شاخص‌های کلیدی برای درک تعامل بین فرآیندهای تکتونیکی و فرسایشی محسوب می‌شوند؛ با این حال، ماهیت شکل‌گیری آنها در مناطق با شرایط زمین‌ساختی و لیتولوژیکی متنوع همچنان چالش‌برانگیز است. این پژوهش با هدف بررسی نقش فرآیندهای تکتونیکی-فرسایشی در ژنز پدیمنت‌های ارتفاعات شمالی استان زنجان طراحی شده است. منطقه مورد مطالعه در شمال غرب ایران واقع شده است و به‌دلیل تنوع لیتولوژیکی، فعالیت‌های نئوتکتونیکی متفاوت و حضور گسل‌های فعال، زمینۀ مناسبی برای تحلیل این تعامل فراهم می‌کند. روش‌شناسی پژوهش ترکیبی از تحلیل‌های میدانی، پردازش مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت بالا، تفسیر تصاویر ماهواره‌ای گوگل ارث و استفاده از مدل‌های نظری کینگ و شاهزیدی است. نیمرخ‌های ارتفاعی از 30 موقعیت مختلف ترسیم و براساس شکل هندسی (محدب، مقعر، پلکانی) و رابطه آنها با ساختارهای تکتونیکی و لیتولوژی منطقه تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در مناطق غرب و شمال‌غربی زنجان، فرسایش طولانی‌مدت در شرایط تکتونیکی پایدار منجر به تشکیل پدیمنت‌های پلکانی شده است؛ در حالی که در شرق و جنوب ‌شرقی زنجان، فعالیت‌های تکتونیکی آرام همراه با فرسایش، پدیمنت‌های مقعر با شیب استدراجی را ایجاد کرده‌اند. همچنین، مقاومت نسبی توده‌های آندزیتی در برابر فرسایش نقش مهمی در ایجاد تغییرات شیب و شکل‌گیری پلکان‌های موضعی ایفا کرده است. این مطالعه با تأکید بر تعامل سه‌گانه فرسایش، تکتونیک و لیتولوژی، نه‌تنها به‌درک بهتر ژنز پدیمنت‌ها در شمال غرب ایران کمک می‌کند، اعتبار مدل شاهزیدی را در مقایسه با مدل کلاسیک کینگ در شرایط واقعی زمین‌شناسی تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی مؤلفه‌های الگوی زیست‌پیاده‌مدار با تأکید بر نظر شهروندان (مطالعه موردی: مادی نیاصرم کلان‌شهر اصفهان)</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30157.html</link>
      <description>مادی نیاصرم به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین انشعابات رودخانه زاینده‌رود، از ظرفیت بالقوه‌ای در راستای ارتقای زیست‌پذیری و پیاده‌مداری شهر اصفهان برخوردار است؛ بااین‌حال، در روند توسعه شهری به این محور توجه لازم نشده و بهره‌برداری مؤثری از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های موجود صورت نگرفته است. پژوهش حاضر باهدف بررسی میزان برخورداری این محور از شاخص‌های زیست‌پذیری و پیاده‌مداری طراحی شده است. بدین منظور با ترکیب نظریات زیست‌پذیری و پیاده‌مداری الگوی تلفیقی جدیدی با عنوان &amp;amp;laquo;الگوی زیست‌پیاده‌مدار&amp;amp;raquo; تدوین شد و شاخص‌های کمی مناسب برای ارزیابی آن از منابع علمی موجود گردآوری شد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی میزان برخورداری مادی نیاصرم از شاخص‌های الگوی زیست‌پیاده‌مدار براساس دیدگاه شهروندان و ساکنان حاشیه مادی و دستیابی به اولویت‌بندی مناسب برای برنامه‌‌ها و طرح‌های توسعه با تمرکز بر نقاط ضعف و کمبودهای موجود در این محور است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه‌ای، برداشت‌های میدانی و تکمیل پرسش‌نامه است و جامعه آماری آن را شهروندان ساکن در حاشیه مادی نیاصرم تشکیل می‌دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۹۰ نفر تعیین شد. داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری فریدمن، t تک‌نمونه‌ای و تحلیل میانگین تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخص‌های پیاده‌مداری با میانگین 89/3، فضاهای عمومی با میانگین 61/3 و عوامل اجتماعی با میانگین 59/3 در سه رتبه‌ نخست قرار دارند؛ درحالی‌‌که شاخص‌های حمل‌ونقل عمومی با میانگین 35/3، عوامل مدیریتی با میانگین 3/3 و عوامل اقتصادی با میانگین 29/3 در پایین‌ترین رتبه‌ها جای گرفته‌اند. این یافته‌ها می‌توانند مبنایی برای تدوین سیاست‌های توسعه این ‌محور و اولویت‌بندی اقدامات اجرایی در راستای تحقق کامل الگوی زیست‌پیاده‌مدار در محدوده مادی نیاصرم فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری سیستماتیک بر فناوری هوش مصنوعی در برنامه ریزی شهر هوشمند: درس‌هایی از گذشته، مسیرهای تحقیقاتی برای آینده در ایران</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30309.html</link>
      <description>با گسترش سریع تحقیقات در این زمینه، مرور نظام‌مند و تحلیل کتاب‌سنجی به منظور شناسایی روندهای علمی، ساختار دانشی و نقشه‌های همکاری بین‌المللی ضروری به نظر می‌رسد. این مطالعه با بهره‌گیری از پایگاه داده وب آو ساینس  و ابزارهای تحلیل های بیبلیومتریک، روند انتشار مقالات، کشورها و منابع پیشرو، حوزه‌های موضوعی کلیدی و چالش‌ها و فرصت‌های پژوهشی مرتبط با هوش مصنوعی در شهرهای هوشمند را مورد بررسی قرار می‌دهد.  علاوه بر مرور نظام‌مند مطالعات بین‌المللی، پژوهش‌های داخلی نمایه‌شده در پایگاه‌های نورمگز، SID، علم نت و ایرانداک را نیز مورد بررسی قرار داده و مقاله فارسی مرتبط را تحلیل و خوشه‌بندی کرده است. یافته‌های حاصل از تحلیل 271 پژوهش نشان می‌دهد که این حوزه در سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته و چین به عنوان یک قطب علمی در این حیطه موضوعی ظهور کرده است. همچنین، تحلیل خوشه‌های موضوعی، ابعاد مختلفی از جمله مدل‌سازی شهری، حمل‌ونقل هوشمند، زیرساخت‌های فناورانه، امنیت سایبری و حکمرانی را نمایان می‌سازد. تحلیل تطبیقی پژوهش‌های داخل و خارج از کشور نشان می‌دهد که مطالعات داخلی در حوزه هوش مصنوعی و شهر هوشمند، برخلاف روند جهانی، عمدتاً در مرحله مفهومی و زیرساختی باقی مانده‌اند. این امر منجر به ایجاد نقاط کور پژوهشی در حوزه‌های کلیدی نظیر کاربردهای عملی و داده‌محور (مانند مدل‌سازی مسائل شهری) و همچنین توسعه چارچوب‌های ضروری حکمرانی، حقوقی و اخلاقی شده است. بنابراین، جهت‌گیری آتی پژوهش‌ها در ایران باید بر پر کردن این شکاف‌ها از طریق بومی‌سازی الگوها و آینده‌پژوهی راهبردی متمرکز شود تا زمینه برای پیاده‌سازی موفق و متناسب با زمینه داخلی فراهم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و پیش‌بینی حساسیت وقوع زمین لغزش با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته یادگیری ماشین (محدوده موردمطالعه : حوضه آبخیز الوند)</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30370.html</link>
      <description>مخاطرات طبیعی بخشی از مشکلات زیست‌محیطی هستند که هرساله موجب جان باختن و مجروح شدن تعداد زیادی از انسان‌ها و بی‌خانمان شدن میلیون‌ها نفر در سراسر جهان می‌شوند.  پدیده زمین‌لغزش دارای پتانسیل وقوع لحظه‌ای می‌باشد، درحالی‌که سایر حوادث و مخاطرات طبیعی هرچند وقت یک‌بار احتمال وقوع آن و جود دارد. زمین‌لغزش یک مخاطره طبیعی است که هرساله در مناطق کوهستانی یا مقاطع شیب‌دار نه‌تنها منجر به مرگ‌ومیر بلکه تغییر و تخریب محیط‌زیست می‌شود. در این پژوهش با استفاده الگوریتم های داده کاوی به ارزیابی و پیش بینی خطر زمین لغزش در حوضه آبخیز الوند کرمانشاه  پرداخته شد. برای مدلسازی احتمال خطر زمین لغزش از 14 پارامتر استفاده شده است. این پارامترها عبارتند از ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، کاربری اراضی، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، شاخص قدرت آبراهه (SPI)، فاصله از آبراهه، تراکم آبراهه، فاصله از گسل، تراکم گسل، میانگین بارش سالانه، فاصله از جاده و شاخص تراکم پوشش گیاهی (NDVI) استفاده شده است. در این پژوهش چهار الگوریتم کارای داده کاوی شامل روش ماشین بردار پشتیبان (SVM)، درخت تصمیم (DT)، جنگل تصادفی (RF) و جنگل دورانی (RoF) جهت مدلسازی به کار گرفته شد. با توجه به نتایج به دست آمده از دقت کلی (OA) و ضریب کاپا (Kappa) مدل‌های DT، RF، RoF و SVM  دارای دقت کلی(OA) به ترتیب 82.91، 96.47، 87.47، 93.90 درصد و ضریب کاپا 0.78، 0.93، 0.82، 0.90 0.9 می باشند. که این نتایج نشان از دقت بالای روش RF و SVM در پیش بینی خطر زمین‌لغزش می باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی بهینه پیاده مداری در ساختارفضایی شهر ارومیه با تاکید بر اصول نوشهرگرایی</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30380.html</link>
      <description>امروزه گسترش خودرومحوری در طراحی شهری موجب افت کیفیت فضاهای عمومی و تضعیف جایگاه عابر پیاده شده است. از این رو پیاده‌مداری به‌عنوان راهبردی نوین، با تأکید بر طراحی انسان‌محور و تقویت حمل‌ونقل غیرموتوری، راهی مؤثر برای ارتقای زیست‌پذیری و پایداری شهری فراهم می‌آورد. این پژوهش با تمرکز بر کلان‌شهر ارومیه انجام شده است که امروزه به‌دلیل گسترش نامتوازن، وابستگی به خودرو و ناهماهنگی شبکه معابر با نیازهای عابران، با افت کیفیت فضایی و ناکارآمدی شبکه پیاده روبه‌روست. این پژوهش از نوع توصیفی‌–‌تحلیلی و با هدفی کاربردی انجام شده است. با بهره‌گیری از مدل چیدمان فضا (Space Syntax)، تحلیل شبکه معابر و کاربری‌های خدماتی در محیط GIS، و تلفیق شاخص‌های کالبدی و عملکردی، الگویی بهینه برای پیاده‌مداری در چارچوب اصول نوشهرگرایی در شهر ارومیه ارائه می‌شود. داده‌های میدانی از طریق توزیع ۶۷۰ پرسشنامه در سطح محلات شهر گردآوری و با روش‌های آماری تجزیه و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می دهد که تمرکز بیش از حد کاربری‌های فرامحله‌ای در معابر پرترافیک و ناکارآمد، موجب اختلال عملکردی شبکه حرکتی و کاهش کیفیت پیاده‌مداری شده است. تحلیل‌ها حاکی از آن است که هم‌جواری ناهماهنگ عملکردها و ضعف در پیوندهای فضایی، بر نابرابری دسترسی و کاهش پویایی شهری تأثیر گذاشته‌اند. نتایج پژوهش نشان داد که اصلاح ساختار فضایی شهر ارومیه بر پایه مدل چیدمان فضا منجر به کاهش شاخص هم‌پیوندی به 1.08 شد که نشانگر بهبود انسجام عملکردی، افزایش دسترسی‌پذیری و تقویت پیوندهای فضایی است. تمرکز نامتوازن کاربری‌ها، ناهماهنگی عملکرد معابر و ضعف در سلسله‌مراتب شبکه از مهم‌ترین موانع تحقق پیاده‌مداری در ارومیه‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آشکارسازی تأثیرات محیط زیستی سد جیرفت با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای</title>
      <link>https://gep.ui.ac.ir/article_30387.html</link>
      <description>هدف این مطالعه بررسی تأثیرات سد جیرفت در استان کرمان بر محیط پیرامونی و اراضی پایین‌دست طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ است. محدوده تأثیر شامل دو بخش است: بخش اول، حاشیه و اطراف سد برای ارزیابی اثرات محیطی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست و تحلیل اشکال مختلف زمین؛ بخش دوم، اراضی پایین‌دست سد برای بررسی اثر سد بر کاربری زمین در فصول کشت تا سال ۲۰۲۰. شاخص‌های NDVI و NDWI و دمای سطح زمین برای ارزیابی تغییرات محیطی به‌کار رفتند. تأثیر سد بر محیط پایین‌دست با استفاده از شاخص NDVI ماهواره مادیس و تحلیل خودهمبستگی فضایی با شاخص موران بررسی شد تا تغییرات فضایی فاصله از سد و تراکم لکه‌های دارای روند مثبت معنادار مشخص گردد. تمامی تحلیل‌ها با آزمون ناپارامتری من–کندال و بررسی پارامتر Z در سطح معناداری ۹۵ درصد انجام شد. نتایج نشان داد تغییرات دمایی معنادار تنها در تابستان و پاییز رخ داده است. تحلیل روند NDVI بیانگر تأثیر مثبت معنادار سد بر پوشش گیاهی حاشیه سد در بهار، تابستان و پاییز بوده و شاخص NDWI بیشترین تغییرات معنادار را در سطح مطالعه نشان داد. در محدوده سد، مراتع بیشترین بهبود را تجربه کردند و حدود 98/9930 هکتار از اراضی کشاورزی روند مثبت پوشش گیاهی داشتند. همچنین، تأثیر مساحت پهنه آبی بر نوسان دما تابع فصل بوده و نه اندازه پهنه. بررسی اراضی پایین‌دست نشان داد که تغییرات مثبت معناداری در پوشش گیاهی زمین‌های کشاورزی رخ نداده و اثر سد در این مناطق محدود است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
