Document Type : Research Paper
Author
Associate Professor Department of urban and rural planning, Faculty of Social Sciences, University of Mohaghegh ardabili, Ardabil, Iran (*Corresponding Author Email: imani_b@uma.ac.ir)
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
یکی از وظایف عمدۀ دانش مخاطرات، مطالعة واکنش و مقاومت محیطهای انسانی آسیبپذیر دربرابر انواع مخاطرات محیطی اعم از طبیعی و انسانی است (آیالا، 1389: 15). اصطلاح «مخاطرات محیطی» به تمام تهدیدهای بالقوهای اشاره دارد که محیط را با تمام اجزای آن (انسان و طبیعت) به خطر میاندازد. این تهدیدها یا از محیط طبیعی سرچشمه میگیرد یا از محیط انسانی و همین امر مقولة مدیریت محیط را با پیچیدگیهایی روبهرو کرده است (بدری و کاظمی، 1399). بهطورکلی پدیدۀ مخاطرات در محیط متأثر از ناپایداری و ناسازگاری ویژگیهای محیط طبیعی (سطح زمین، پدیدههای زیستی، آب و هوایی) و محیط انسانی (امنیتی، تکنولوژیک و...) است (Ayala, 2002: 12) که به دلیل دخالتهای نامتجانس انسان و زیرساختهای بشری (عملکرد متقابل آنتروپوسفر یا محیط انسانساخت با محیط طبیعی اتمسفر، بیوسفر، ژئوسفر و هیدروسفر) به حوادثی مخاطرهآمیز تبدیل میشوند (رحیمیهرآبادی، 1398؛ کرمی، 1386؛ اهلرس، 1392).
در این میان شهرها و روستاها از مهمترین مراکز انسانیای هستند که به دلیل تراکم جمعیت یا نوع مصالح و ساخت و ساز، طی تغییرات کالبدی ممکن است با مخاطرات طبیعی گوناگونی مواجه شوند؛ برای نمونه در مناطق کوهستانی، مخاطرات ناشی از فرایندهای دامنهای، توسعة شهرها و روستاها را با تنگناهای متعددی روبهرو میکند. بهطورکلی مخاطرات طبیعی در نواحی شهری و روستایی در مناطق کوهستانی در دو دستۀ اصلی بررسی میشوند: اول مخاطراتی که در ارتباط با مکان شهر و روستا یعنی کوهستانیبودن ایجاد میشوند و دوم، مخاطراتی که بر اثر تشدید استفاده از منابع و دگرگونیهای محیطهای شهری و روستایی به وجود میآیند (Bathrellos, 2007: 1364). در این میان، بیشترین سهم مطالعات ژئومورفولوژی مناطق شهری و روستایی در مناطق کوهستانی در ارتباط با پایداری و ناپایداری دامنهها، شناخت چگونگی و علل حرکت آنها بهمنظور مدیریت و کاهش آسیبهای مخاطرات است (مقیمی، 1394: 240).
مخاطرات محیطی (طبیعی و انسانی) وضعیتی است که نظم سیستم اصلی یا قسمتهایی از آن را مختل و پایداری آن را تهدید میکند. بهطورکلی این مقوله فرایندی چندبعدی، غیرمنتظره و پیشبینیناپذیر است که کنترل آن بهتنهایی از عهدة مردم و سازمانهای محلی برنمیآید و درنتیجه مشکلاتی برای جامعة انسانی و پایداری ژئوسیستمها ایجاد میکند (ابراهیمینژاد رفسنجانی، 1398: 10 و 11)؛ این در حالی است که در ساختار مدیریتی کشور ما، مدیریت مخاطرات اعم از طبیعی و انسانی تا حدودی فقط بر ابعاد امداد و نجات و ترمیم و بازسازی مناطق آسیبدیده متمرکز شده است و متأسفانه فاقد الگویی جامع برای در نظر گرفتن مقولاتی چون پیشگیری و آمادگی و کاهش مخاطرات و خسارات است (همان: 5).
زمینلغزش نوع خاصی از فرایندهای دامنهای است که زاییدۀ شرایط ژئومورفولوژیک، کلیماتولوژیک، هیدرولوژیک و زمینشناسی محلی است (مقیمی و همکاران، 1392: 105) که در صورت عدم تعادل در فرایندهای آنها، محدودیتهای متعددی را برای برنامهریزان شهری و روستایی در مناطق کوهستانی ایجاد میکند و خسارات فراوانی را به بار میآورد.
در ایران به دلیل تعدد توپوگرافی کوهستانی، فعالیتهای دورهای زمینساختی و لرزهخیزی زیاد، تنوع اقلیمی و زمینشناختی، افزایش جمعیت و فشار بیرویه بر منابع طبیعی و تغییرات کاربری در دهههای اخیر، شرایطی طبیعی برای بروز طیف گستردهای از خطرات زمینلغزشها ایجاد شده است (یمانی و همکاران، 1391). اساساً تلفات سنگین زمینلغزش در آغاز ناشی از عوامل طبیعی و فعال پیرامونی ازجمله سنگشناسی، وضعیت خاک، سطح آب زیرزمینی، پراکنش پوشش گیاهی، مقاومت برشی مواد، لرزهخیزی، بارش و... است و عوامل انسانی مانند فعالیت ساختمانی، مکانگزینی استقرار سکونتگاهها، زراعت و... مؤلفههای تشدیدکنندة زمینلغزش محسوب میشوند (مددی و همکاران، 1399: 2Sorbi and Farrokhnia, 2018: 36; ).
در این زمینه شناسایی، پهنهبندی و مکانگزینی مناطق پرخطر وقوع زمینلغزش در چهارچوب تدوین الگویی برای مدیریت و کاهش مخاطرات بهویژه در سکونتگاهها، گام مهمی در مسیر مدیریت مخاطرات طبیعی محسوب میشود (مقیمی، 1394: 12). بهطورکلی برای تحقق و شکلگیری کاربردی اهداف و چشماندازهای دانش مخاطرات بهمنظور کاهش و مدیریت مخاطرات محیطی، لازم است گامهای متعددی در جهت الگوهای مدیریتی برداشته شود؛ بنابراین چنین میتوان تصور کرد که برقراری ارتباط بین اجزا و عناصر متعدد و تأثیرگذار مخاطرات محیطی (از قبیل شناسایی، پهنهبندی، اقدامات مدیریتی و...) نیازمند فرمولهکردن روندهای مخاطرات با تدوین و تنظیم الگوست تا این فرایند پیچیده و چندبُعدی بهآسانی درک و اجرا شود؛ زیرا الگو، نمایش نظری و سادهشده از جهان واقعی است. برای پژوهشگرانی که در تلاش برای ادراک و اجرای اصول دانش مخاطرات در محیطهای شهری و روستاییاند، الگو یک دستگاه نظری متشکل از مفاهیم، فرضیهها و شاخصهایی است که کار انتخاب و جمعآوری اطلاعات مورد نیاز را برای تحقق اهداف اساسی آسان میکند (رحیمی هرآبادی، 1398: 112)؛ به همین دلیل گیروشه[1] معتقد است توسل به الگو در همة علوم یک ضرورت اجتنابناپذیر است؛ زیرا بیشتر اندیشمندان و پژوهشگرانی که دربارة زندگی اجتماعی انسان بحث کردهاند، همواره به مشابهتها یا بعضی تصاویر توسل جستهاند تا بتوانند جامعه را نزد خود معرفی کنند؛ به این دلیل که واقعیت اجتماعی چندگانه است، به حدی که ذهن انسان توانایی درک کامل این واقعیت را در کلیت و پویایی آن ندارد؛ بنابراین برای اینکه بتوان از یک واقعیت چندگانه و پیچیده مانند مخاطرات محیطی بهویژه نحوة مدیریت آن سخن گفت، باید اجزا و عناصر تشکیلدهندة آن را با ملاحظات مختلف و بهویژه با استفاده از مطالعات میانرشتهای تشریح و تجزیه و تحلیل کرد (سجاسی قیداری و همکاران، 1395: 96).
در سه دهة گذشته انبوهی از مطالعات مخاطرات زمینلغزش در سطح ایران و جهان صورت گرفته و میگیرد که عمدتاً تأکید آنها بر روششناسی و استفاده از مدلهای دقیق و جدید برای سنجش عملکرد زمینلغزش است و متأسفانه بخش مدیریتی زمینلغزش مانند بیشتر مخاطرات طبیعی مغفول مانده است؛ زیرا شناسایی، پهنهبندی و مکانیابی فقط بخشی از کنترل زمینلغزش محسوب میشود و لازم است راهکارهای عملی و اجرایی برای مدیریت این مخاطرات نیز بهطور مکمل مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد؛ به همین دلیل این نوشتار تلاش دارد در راستای مدیریت و کاهش مخاطرات در منطقة شهری و روستایی رودبار در قالب الگویی، مدیریت مخاطرات زمینلغزش رودبار را مطالعه کند تا بتوان چالشهای پیش رو را بهویژه از زوایای مدیریتی برجسته و راهکارهایی در این زمینه تعریف و ارائه کرد.
روششناسی پژوهش
روششناسی نوشتار حاضر بر تدوین و تنظیم الگویی برای مدیریت مخاطرات زمینلغزش محدودة مدنظر در دو بخش مبتنی است که در هر دو بخش از مطالعات کتابخانهای و میدانی به صورت توأمان استفاده شده است.
بخش اول: روش بررسی کمّی (ارزیابی و پهنهبندی مخاطرات زمینلغزش به کمک مدل تصمیمگیری تحلیل شبکه)
شکل 1. نمودار مراحل انجام مخاطرات دامنهای با روش تحلیل شبکه
فرایند پهنهبندی مخاطرات زمینلغزش مطالعهشده در چهارچوب مدل تصمیمگیری تحلیل شبکه طراحی و ارزیابی و تفسیر شد. اهمیت ارزیابی و تفسیر سطوح مخاطراتی موجود در الگوی مدیریتی تا جایی است که تدوین یک الگو یا تدویننکردن آن به نتیجة ارزیابی بستگی دارد؛ زیرا در صورت مساعدبودن وضعیت مخاطرات مسلط در منطقه ممکن است موضوع مدیریتی آن یا منتفی یا متفاوت از شرایط انتظار ظاهر شود.
بهمنظور ارزیابی و پهنهبندی مخاطرات ژئومورفولوژیک زمینلغزش شهر رودبار، در ابتدا تلاش شده است تا عوامل مؤثر بر وقوع و تشدید زمینلغزش با تأکید بر نواحی شهری و روستایی بهویژه در مسائل توسعۀ شهری رودبار بررسی شود؛ به همین منظور نخست با استفاده از روش فرم و فرایند، شکل و فرایند محدودۀ کنترلکنندۀ محیطی شهری رودبار تعیین حدود شد. در مرحلۀ بعد برای تهیۀ لایههای اطلاعاتی، از معیارهای مؤثر مخاطرهزا که با بازدیدهای میدانی و مطالعات کتابخانهای به دست آمد (از قبیل شیب، مقادیر ارتفاعی، کاربری اراضی و...) و از نقشههای توپوگرافی 1:25000 و 1:50000 و نقشههای زمینشناسی 1:100000 استفاده شد. در مرحلۀ بعد لایههای اطلاعاتی مؤثر که با نظر کارشناسان و بررسیهای میدانی و کتابخانهای به دست آمدند، در قالب مدل تحلیل شبکه بررسی شد. فرایند تحلیل شبکه بهطورکلی چهارچوبی را برای تصمیمگیری و ارزیابی مسائل و مشکلات ایجاد میکند. این روش با استفاده از شبکۀ معیارها، گزینهها و گرههای درون خوشهها، فرایند مدلیکردن مسائل و مشکلات را تعمیم و کلیت میبخشد (Mónica et al., 2009). این مدل بخشهای مختلفی دارد؛ بخش اول شامل ساختار سلسلهمراتبی از معیارها و زیرمعیارها و بخش دوم شامل شبکۀ ارتباطات و تأثیرات بین معیارها و بخش سوم بازخوردهای بین عناصر و خوشههاست (Sheebakhan et al., 2007). بخش نهایی به تشکیل ابرماتریس مربوط است. درحقیقت یک ماتریس تصمیمگیری، یک ماتریس تقسیمشده به اجزای کوچکتر است که هر جزء ماتریس، نمایانگر رابطة بین دو دسته در یک ماتریس است. تمامی روابط میان عناصر سطوح تصمیمگیری با مقایسههای زوجی در روش ابرماتریس ارزشیابی میشود (رحیمی هرآبادی، 1398: 42).
در این زمینه برای استفاده از این روش در ارزیابی و پهنهبندی زمینلغزش شهر رودبار، مراحل مختلف زیر انجام شد:
تعیین معیارها و شاخصها در مشخصکردن خوشهها و عناصر
ابتدا عناصر مرتبط با موضوع فرایندهای ناپایداریهای دامنهای از راه مطالعات میدانی، پرسوجو از دستاندرکاران امر و استفاده از مطالعات پیشین تعیین شدند. هشت عنصر اصلی درگیر در موضوع براساس مشابهتهای موضوعی در دو خوشه، شامل ویژگیهای زیستمحیطی و مخاطرات طبیعی، جای گرفتند (شکل 2).
شکل 2. معیارهای مؤثر بر وقوع خطر زمینلغزش شهری در رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
تعیین روابط و وابستگیهای بین عناصر
در این مرحله مشخص شد که کدامیک از عناصر با عناصر دیگر در ارتباط هستند، بر آنها اثر میگذارند و از آنها اثر میپذیرند. از پرسشنامه و فرایند دیماتل بهمنظور تعیین روابط بین عناصر برای مستندکردن و افزایش اعتبار و صحت پژوهش استفاده شد. کارشناسان ده پرسشنامه ارائه کردند و عناصر بهصورت زوجی در یک ماتریس مقایسه و برحسب میزان اثرگذاری بر یکدیگر از 1 تا 5 ارزشگذاری شدند. نتایج پرسشنامه پس از نرمالسازی در برنامۀ اکسل در نرمافزار متلب پردازش شد و درنهایت بار دیگر در برنامة اکسل نتایج نهایی به دست آمد.
اعمال ارتباطات فوق در خوشهها و عناصر
از این مرحله به بعد، مراحل مدل در نرمافزار ویژۀ این فرایند[2] انجام شد؛ نتایج ارتباطات بهدستآمده بر این عناصر و خوشهها اعمال و برای وزندهی اولیه آماده شد. مرحلۀ اصلی فرایند تحلیل شبکه، وزندهی و ارزشگذاری و درواقع مقایسههای زوجی بین عناصر و خوشههاست. همانطور که گفته شد، مقایسههای زوجی در تحلیل شبکهای براساس معیار کنترلی انجام میشود. فقط زمانی یک عنصر یا خوشه معیار کنترلی در نظر گرفته میشود که اثرگذاری آن در فرایند دیماتل تأیید شده باشد. البته در این پژوهش با توجه به ارتباطات عناصر داخل یک خوشه با یکدیگر و اثرگذاریهای آنها بر یکدیگر، ارتباطات همۀ عناصر داخل دو خوشه دوطرفه در نظر گرفته و از دیماتل برای تعیین ارتباطات بیرونی عناصر استفاده شد.
وزندهی و مقایسههای زوجی عناصر
برای این امر از فرایند پرسشنامه استفاده شد؛ بر این اساس تعداد 20 پرسشنامه بین کارشناسان پخش شد تا در هر بخش با توجه به معیار کنترلی، عناصر و خوشهها را برحسب میزان اهمیت و برتری نسبت به هم مقایسه کنند. روند ارزشگذاری بهترتیب اهمیت از 1 تا 9 تعیین شد. نتایج پرسشنامه با روش کپلند[3] و برنامۀ کپلند محاسبه شد. پس از تعیین ارزش نهایی هر مقایسه، این ارزشها و وزنهای بهدستآمده از پرسشنامهها، به نرمافزار سوپردسیشن انتقال یافت و با استفاده از این وزنها، ضریب و وزن نهایی پژوهش از طریق فرایند ابرماتریس و نرمالسازی آن با وزن خوشهها محاسبه شد.
طبقهبندی و امتیازدهی لایههای اطلاعاتی
آخرین مرحلۀ کار به نرمافزار آرکجیآیاس مربوط میشود. در این مرحله، لایههای اطلاعاتی هر عنصر با توجه به اهمیتی که برای مکانیابی خطرات دامنهای دارند، طبقهبندی و امتیازدهی شد و درنهایت برای تهیۀ نقشۀ نهایی، این لایهها با ابزار رسترکلکولیتر[4] تلفیق و وزنهای نهایی که در مدل تحلیل شبکه برای هر عنصر بهدست آمده بود، وارد لایههای مرتبط شد. درنهایت نقشۀ نهایی پهنهبندی خطر زمینلغزش در توسعۀ شهری رودبار به دست آمد.
بخش دوم: روش بررسی کیفی (تدوین الگوی مدیریتی مخاطرات محیطی با تأکید بر پایداری نواحی شهری و روستایی)
در بخش دوم با تلفیق شیوة کتابخانهای و میدانی یعنی مشاهده و بررسی علمی منطقه، مصاحبه با جامعة اجرایی (مسئولان فرمانداری، شهرداری منطقه)، جامعة علمی (کارشناسان مخاطرات محیطی و برنامهریزان شهری و روستایی) و جامعة بومی (بومیان منطقة شهری رودبار و روستاهای مجاور آن) برای تدوین مؤلفههای مدیریتی و تحلیل وضع موجود در تدوین الگوی مدیریتی مخاطرات محیطی محدودة مدنظر اقدام شد.
منطقۀ پژوهش
شهر رودبار که بخش مرکزی شهرستان رودبار به شمار میرود، یکی از شهرهای کوهپایهای استان گیلان است و در کرانۀ رودخانۀ سفیدرود و در منطقهای کوهستانی و درهایرودخانهای قرار گرفته است. این محدوده در مختصات جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۷ دقیقه از خط استوا و ۴۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۵۰ درجه ۵ دقیقه طول شرقی واقع شده است. این شهر با ارتفاع متوسط 250 متر روی دامنههای مشرف به رودخانۀ سفیدرود قرار دارد (شکل 3). این شهر با ارتفاع متوسط 250 متر در یک موقعیت کوهستانی متشکل از محلههای مختلفی شامل دارستان، لویه، خلیلآباد، سرخن، تکلیم و... است (شکل 4) که بهصورت پراکنده و ناپیوسته مجموعة شهری رودبار را تشکیل میدهند و عمدتاً روی دامنههای مشرف به رودخانة سفیدرود در دو طرف واحد البرز و تالش قرار دارند. در مجاورت منطقة شهری روستاهای متعددی قرار دارند که ازنظر موقعیت طبیعی و کوهستانی سرنوشت مشابهی با شهر رودبار دارند.
شکل 3. موقعیت جغرافیایی منطقۀ پژوهش در کشور و استان گیلان (منبع: نگارنده، 1399)
شکل 4. نقشة محلههای مختلف شهر رودبار (منبع: رضایی و استاد، 1389)
یافتههای پژوهش
تدوین الگوی مدیریتی کاهش مخاطرات محیطی و پایداری نواحی شهری و روستایی
بهطورکلی مدیریت مخاطرات محیطی ضرورت برهمکنش علوم جغرافیایی را بهطور متقابل طلب میکند؛ از این رو تدوین و مطالعة الگوی مدیریتی مخاطرات محیطی در نواحی شهری و روستایی تحت تسلط، نیازمند مطالعة سایر علوم جغرافیایی و علوم مجاور در کنار دانش برنامهریزی شهریروستایی و ژئومورفولوژی کاربردی است که از هرکدام از این شاخهها در گامهای مطالعهشده استفاده شد.
در تدوین یک الگوی مفهومی و بهنوعی مسیریابی مدیریت پایدار مخاطرات زمینلغزش و...، مراحل مختلفی را باید طی کرد. این امر نقشآفرینی متقابل و تأثیرگذار جامعة دانشگاهی یا پژوهشگران، جامعة اجرایی یا تصمیمگیرندگان و جامعة بومی یا مردم محلی را ازنظر مقاومسازی طلب میکند. چنانکه پیش از این نیز عنوان شد، یک ژئوسیستم دامنهای نسبت به ژئوسیستمهای ساحلی، بادی و... با کنشها و واکنشهای ژئومورفیک متفاوتی همراه است و بنابراین شیوههای مدیریتی هرکدام بالطبع منحصربهفرد خواهد بود؛ برای نمونه موضوع مقاومسازی، پیشگیری، آمادگی دربرابر مخاطرات و در کل ظرفیتهای مدیریتی ویژهای را در نواحی دامنهای طلب خواهد کرد. در این زمینه در پژوهش حاضر، مستعدترین الگوی مدیریتی (دربردارندة 8 گام اصلی) همگام با اصول دانش مخاطرات بررسی شد.
شکل 5. الگوی مدیریتی پیشنهادی دانش مخاطرات (منبع: نگارنده، 1399)
برمبنای این الگوی پیشنهادی، گام اول از تعاریف، اهداف و چشماندازهای دانش مخاطرات و مخاطرهشناسی مطابق با پژوهش حاضر، آغاز میشود و گام نهایی با بازنگری اقدامات درنظرگرفتهشده با اهداف مدنظر پایان میپذیرد. موضوع جالب توجه در این الگو، تلفیق نگرش و روش مطالعة کمّی (مدل پهنهبندی و اندازهگیری پهنة پرخطر) و روش مطالعة کیفی (مطالعة میدانی و راهبردهای مدیریتی) است؛ همچنین بر مطالعات میانرشتهای در مطالعه و اجرای الگوی مدیریتی تأکید شده است.
گام اول: مخاطرهشناسی (دانش مخاطرات) و اهداف آن
چشمانداز و اهداف دانش مخاطرات ضمن رفتارشناسی عملکرد مخاطرات مبتنی بر مقاومسازی و پایداری محیطی، مبتنی بر گسترة دانش برنامهریزی شهری و روستایی و ژئومورفولوژی کاربردی در بین جامعة دانشگاهی، اجرایی و بومی است؛ بر این اساس خطمشی و گام اول الگوی مدیریتی مخاطرات محیطی در نظر داشتن این اهداف، بالفعلشدن آنها و دستیافتن به آنهاست. در این زمینه چشمانداز و اهداف کلان دانش مخاطرات در قلمرو دامنهای منطقة رودبار دربردارندة پایداری سیستمهای دامنهای این ناحیه است.
|
|
شکل الف شکل ب
شکل 6. روند تغییرات سیستمهای محیطی به سمت مخاطرات و بلایا ( الف)؛ روند تغییرات سیستمهای محیطی به سمت تعادل و آستانههای تغییر (ب) (منبع: نگارنده، 1399)
گام دوم: طبقهبندی مخاطرات طبیعی (ژئومورفولوژیک)
پژوهش حاضر درزمینة مخاطرات ژئومورفولوژیک در نواحی شهری و روستایی صورت گرفته است؛ بنابراین ضرورت دارد که توجه ویژهای به طبقهبندی مخاطرات طبیعی شود. طبقهبندی مخاطرات طبیعی لازم است با توجه به محیط جغرافیایی محدودة مدنظر تعیین شود.
گام سوم: تعیین نوع مخاطرات مسلط بر منطقة مطالعه
در این گام به کمک مطالعات نظری و میدانی، نوع مخاطرات مسلط بر منطقه تعیین میشود. ناپایداریهای دامنهای بهویژه زمینلغزش، مخاطرات طبیعی مسلط بر منطقه تعیین شد.
رفتار زمینلغزش در سکونتگاههای شهری و روستایی محدودة مطالعه یا تغییرات محیط از تعادل تا مخاطره، یکی از نمودهای تخریب اراضی و ازجمله مخاطرات طبیعی است که با دخالتهای بشر در طبیعت و ساختوسازهای غیراصولی او در استفاده از منابع طبیعی یا به بیان بهتر حاکمیت نامتجانس آنتروپوسفر بر سیستمهای محیط، شاهد وقوع زمینلغزش در نواحی شهری و روستایی هستیم. از سوی دیگر این موضوع فقط در صورتی کنترلپذیر خواهد بود که مرز تغییرات محیط از تعادل به سمت آستانههای بحران به دقت با انتخاب شاخصهای مؤثر مدیریت شود؛ به گونهای که بتوان نواحی مستعد لغزش را بهمثابة یک هشدار یا آستانههای بحران مطرح کرد؛ به بیان دیگر فعالیتها باید در قالب مدیریت پیش از بحران، مرز تغییرات و آستانههای زیان یعنی پیش از وقوع خطر که زمینهساز وقوع خسارات و بلایا خواهد بود، تدوین شود؛ بنابراین گام سوم الگوی مدیریتی مخاطرات زمینلغزش، مانعشدن از تغییرات محیط بهصورت مخاطره است و لازمة آن، بازنگری در شاخصهای مؤثر بر آستانههای بحرانی است.
متأسفانه در ایران به دلیل نبود برنامهریزی فضایی و دیدگاه جغرافیایی، ساختار برنامهریزی و مدیریتی سیستمهای محیطی براساس بلایای محیطی و ارزیابی و تخصیص بودجه برای خسارات محیطی تنظیم شده است؛ برای نمونه در ارتباط با روند بارشهای ماهانه و سالانه در کشور، ساختار مدیریتی و اجرایی کشور با وقوع زمینلغزش، تحمیل خسارات یا بلایای محیطی روبهروست؛ این در حالی است که پایداری محیط براساس شاخصها و شرایط وقوع آستانههای خطر تعیین میشود؛ در مفهومی دیگر، مدیریت آستانههای بحران علاوه بر مدیریت محیط، در قالب برنامهریزی محیط نیز میتواند در مسیر پایداری محیطهای شهری و روستایی گام بردارد (شکل 7).
شکل 7. مخاطرهشناسی با رویکرد برنامهریزی و مدیریت مخاطرات (منبع: نگارنده، 1399)
گام چهارم: پهنهبندی مخاطرات طبیعی در منطقه به کمک روش فرایند تحلیل شبکه بهمنظور پیادهسازی ارکان مدیریت محیط
در این گام فرایند پهنهبندی مخاطرات زمینلغزش در محدودة رودبار با استفاده از مدل فرایند شبکه به شرح زیر انجام شد:
پس از تعیین روابط بین معیارهای مؤثر بر خطر زمینلغزش شهری با استفاده از پرسشنامه و تعیین ضرایب اولیۀ هر عنصر با مقایسههای زوجی برپایۀ پرسشنامه، ضرایب بهدستآمده از مجموعۀ عناصر در یک ابرماتریس گردآوری و با استفاده از عملیات ریاضی در نرمافزار مربوطه، ابتدا ابرماتریس غیروزنی و سپس ابرماتریس وزنی تشکیل شد. درنهایت با استفاده از این دو ابرماتریس، پس از نرمالسازی دادهها، ابرماتریس حدی تشکیل شد. این ابرماتریس یک ضریب یکسان را برای همۀ عناصر مطالعهشده نشان میدهد (جدول 1).
جدول 1. ابرماتریس غیروزنی عناصر مطالعهشده در وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
ویژگیهای زیستمحیطی |
متغیرهای طبیعی |
عناصر اصلی |
|
||||||
کاربری زمین |
متوسط بارش سالیانه |
فاصله از آبراهه |
دادههای لیتولوژی |
میزان شیب |
فاصله از گسل |
فاصله از مناطق مسکونی |
جهت شیب |
معیارها |
عناصر اصلی |
0 |
0 |
0 |
0 |
07667/0 |
077958/0 |
070895/0 |
0 |
جهت شیب |
متغیر طبیعی |
5/0 |
1 |
2/0 |
833333/0 |
193185/0 |
28719/0 |
0 |
244927/0 |
فاصله از مناطق مسکونی |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
730145/0 |
0 |
156064/0 |
090225/0 |
فاصله از گسل |
|
5/0 |
0 |
8/0 |
166667/0 |
0 |
634852/0 |
773041/0 |
664848/0 |
میزان شیب |
|
630097/0 |
493386/0 |
769199/0 |
0 |
617504/0 |
0 |
0 |
0 |
دادههای لیتولوژی |
زیست محیطی |
151461/0 |
310814/0 |
0 |
624943/0 |
085631/0 |
0 |
8/0 |
333333/0 |
فاصله از آبراهه |
|
218442/0 |
0 |
038472/0 |
06252/0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
متوسط بارش سالیانه |
|
0 |
1958/0 |
192329/0 |
312537/0 |
296865/0 |
1 |
2/0 |
666667/0 |
کاربری زمین |
جدول 2. ابرماتریس وزنی عناصر مطالعهشده در وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
ویژگیهای زیستمحیطی |
متغیرهای طبیعی |
عناصر اصلی |
|
||||||
کاربری زمین |
متوسط بارش سالیانه |
فاصله از آبراهه |
دادههای لیتولوژی |
میزان شیب |
فاصله از گسل |
فاصله از مناطق مسکونی |
جهت شیب |
معیارها |
عناصر اصلی |
0 |
0 |
0 |
0 |
038235/0 |
0389979/0 |
035448/0 |
0 |
جهت شیب |
متغیر طبیعی |
25/0 |
5/0 |
1/0 |
416667/0 |
096593/0 |
143595/0 |
0 |
122463/0 |
فاصله از مناطق مسکونی |
|
0 |
0 |
0 |
0 |
365072/0 |
0 |
078033/0 |
045113/0 |
فاصله از گسل |
|
25/0 |
0 |
4/0 |
083333/0 |
0 |
317426/0 |
38652/0 |
333424/0 |
میزان شیب |
|
315049/0 |
246693/0 |
3846/0 |
0 |
308752/0 |
0 |
0 |
0 |
دادههای لیتولوژی |
زیست محیطی |
075773/0 |
155407/0 |
0 |
312472/0 |
042815/0 |
0 |
4/0 |
166667/0 |
فاصله از آبراهه |
|
109221/0 |
0 |
019236/0 |
03126/0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
متوسط بارش سالیانه |
|
0 |
0979/0 |
096165/0 |
156268/0 |
148433/0 |
5/0 |
1/0 |
333333/0 |
کاربری زمین |
جدول 3. ابرماتریس حدی عناصر مطالعهشده در وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
ویژگیهای زیستمحیطی |
متغیرهای طبیعی |
عناصر اصلی |
|
||||||
کاربری زمین |
متوسط بارش سالیانه |
فاصله از آبراهه |
دادههای لیتولوژی |
میزان شیب |
فاصله از گسل |
فاصله از مناطق مسکونی |
جهت شیب |
معیارها |
عناصر اصلی |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
018033/0 |
جهت شیب |
متغیر طبیعی |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
174119/0 |
فاصله از مناطق مسکونی |
|
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
092879/0 |
فاصله از گسل |
|
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
214969/0 |
میزان شیب |
|
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
177028/0 |
دادههای لیتولوژی |
زیست محیطی |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
152065/0 |
فاصله از آبراهه |
|
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
024455/0 |
متوسط بارش سالیانه |
|
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
146452/0 |
کاربری زمین |
درنهایت برای بهدستآوردن ضریب نهایی هر عنصر، باید ضرایب بهدستآمده از جدول ابرماتریس حدی را در ضریب خوشهها ضرب کرد تا ضریب نهایی هر عنصر تعیین شود. چنانکه این عناصر نشان میدهد، در میان عناصر مخاطرهزا، میزان شیب و لیتولوژی بیشترین نقش را در وقوع خطر زمینلغزش منطقه داشتهاند؛ زیرا در ارتباط نزدیکی با ضریب فاصله از مراکز مسکونی هستند (شکل 8).
شکل 8. مقایسۀ میزان متغیرها و ضرایب مؤثر در تحلیل وقوع مخاطرات دامنهای در محدودۀ پژوهش (منبع: نگارنده، 1399)
پس از تعیین ضرایب نهایی حاصلشدۀ هر عنصر با مدل تحلیل شبکه، این ضرایب میبایست بر لایۀ اطلاعاتی هر عنصر اعمال و نقشۀ نهایی آن در نرمافزار جیآیاس حاصل شود؛ اما پیش از این کار، این لایههای اطلاعاتی باید ازلحاظ میزان ارزش طبقهبندی و همارزش شود تا بتوان تحلیل نهایی را در منطقه انجام داد. خصوصیتهای این لایهها در جدول 4 درج شده است:
جدول 4. خصوصیتهای لایههای مؤثر بر وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
معیار لایهها |
توضیحات |
میزان شیب |
ازنظر مخاطرات ژئومورفولوژیک، شیبها به مقادیر کمتر از 20 تا 30 درصد، 30 تا 50 درصد، 50 تا 70 درصد و بیش از 70 درصد طبقهبندی شدهاند. در این لایه، میزان شیب در پنج طبقه دستهبندی شده است. در این لایه هرچه میزان شیب بیشتر باشد، ضریب خطرات دامنهای افزایش مییابد. |
جهت شیب |
دامنههایی که بیشتر در معرض نور آفتاب قرار میگیرند، نسبت به دامنههایی که مدتزمان کمتری دربرابر نور آفتاب قرار میگیرند، پایدارترند. علت این پدیده را میتوان به میزان تبخیر بیشتر و رطوبت کمتر این دامنهها نسبت داد. از دید جهت شیب، مستعدترین شیب برای خطر زمینلغزش، شیب شمالی است. این لایه در چهار طبقه دستهبندی شد که به ترتیب پایداری در چهار طبقۀ شمالی، غربی، شرقی و جنوبی دستهبندی شده است. |
کاربری زمین |
کاربری اراضی در محدودۀ رودبار از سه بخش اصلی باغستانهای زیتون که در دامنهها پراکندهاند، اراضی زراعی و بایر تشکیل شده است. این لایه برحسب نوع ارزش هر کاربری طبقهبندی میشود. زمینهای بایر بیشترین خطرات را دارند و پس از آن زمینهای زراعی و رودخانهها قرار دارند. |
لیتولوژی |
با توجه به تنوع ترکیب واحدهای زمینشناسی در منطقه و حساسیت متفاوت واحدها به زمینلغزش، عامل لیتولوژی نقش مؤثری در پراکندگی مناطق با درجة خطر زیاد دارد. در محدودۀ شهری رودبار، ساختار لیتولوژی غالب را سنگهای آذرین و آتشفشانی تناوبی دورۀ ائوسن، ماسهسنگها با تناوب میانلایهای و آبرفتهای کواترنری بهویژه در سواحل بستر اصلی رودخانۀ سفیدرود تشکیل میدهند که حساسیت زیادی به خطر زمینلغزش دارند. در این میان سنگهای آتشفشانی و تودهای و لس، مستعدترین سنگها دربرابر این نوع مخاطرات شهری و روستایی است. |
فاصله از مرکز مسکونی |
در تحلیل مخاطرات، دوری و نزدیکی به این عنصر نقش بسیار مهمی در برنامهریزیهای محیطی منطقه از دیدگاه مخاطرات ژئومورفولوژیک زمینلغزش دارد. لایۀ فاصله از مرکز مسکونی برحسب میزان ارزش طبقهبندی شد؛ بر این اساس هرچه فرایندهای مخاطره فواصل کمتری از مراکز شهری داشته باشند، احتمال بیشتری برای وقوع ناپایداری دامنهای و میزان خسارت آن به وجود خواهد آمد و در کل مخاطرات ژئومورفیک در منطقه برمبنای دوری و نزدیکی و ارتباط با این مرکز، مفهوم مخاطره را خواهند داشت. |
فاصله از گسل |
با افزایش فاصله از گسل، سطح گسیختهشده کاهش مییابد. با توجه به نقش فاصلۀ کمتر از گسلها در کاهش ناپایداری دامنهای و مخاطرات زمینلغزش، برای تحلیل این عنصر مخاطرهزا در توسعة شهریروستایی رودبار، این محدوده در 5 فاصلة اصلی طبقهبندی شد. |
حریم آبراهه |
پراکندگی دامنههای ناپایدار، ارتباط تنگاتنگی با سیستم آبراهه دارد؛ زیرا تراکم زیاد آبراههها نشاندهندۀ وجود تعداد دامنههای زیاد و پیرو آن، تعداد دامنههای ناپایدار بیشتری است. از سوی دیگر زیرشویی ناشی از آبراههها موجب برداشتن تکیهگاه شیب و برهمزدن تعادل دامنه میشود و احتمال خطرات دامنهای را برای مراکز شهری افزایش میدهد؛ از این رو هرچه فاصله از آبراهه کمتر باشد، در وقوع مخاطرات شهر نقش بیشتری دارد. |
میانگین بارش |
این لایه در 5 طبقه قرار گرفت؛ بر این اساس هرچه میزان بارش بیشتر باشد، لغزش اثرگذارتر است. |
برای این امر، ابتدا لایههای برداری کاربری زمین و دادههای لیتولوژی به لایۀ رستری تبدیل و در ادامه با استفاده از لایههای برداری گسل، آبراهه و راه، لایۀ رستری حریم برای هر کدام تهیه شد. لایۀ رستری شیب و جهت شیب از نقشۀ رقومی ارتفاعی 30 متر کشور و لایۀ متوسط بارش سالیانه هم با میانیابی دادههای بارش ایستگاههای اقلیمی اطراف منطقه به دست آمد. پس از تهیۀ لایههای رستری مربوطه، این لایهها برحسب میزان و نوع تأثیرگذاری آنها بر موضوع و منطقه طبقهبندی شد.
در این پژوهش با ترکیب همۀ لایهها و اعمال همۀ ضرایب بهدستآمده از مدل تحلیل شبکه، در بخش رستر کلکولیتر در نرمافزار جیآیاس، نقشۀ نهایی مخاطرات به دست آمد. درواقع این نقشه برمبنای ترکیبی از معیارهای فوق ترسیم شده است؛ به بیان دیگر طبقهبندی میزان شیب، جهت شیب، حریم گسلها، حریم آبراههها، فاصله از مراکز مسکونی، حساسیت واحدهای لیتولوژی، نوع کاربری اراضی و میانگین بارش سالیانه، دربرابر وقوع مخاطرات دامنهای در محیط شهری رودبار اعمال شده است. با بررسی نقشۀ پهنهبندی زمینلغزش در محدودۀ شهر رودبار، این منطقه در سه دستۀ اصلی شامل مناطق با خطر کم (4 درصد)، متوسط (71 درصد) و زیاد (25 درصد) طبقهبندی شد. با توجه به نقشة نهایی بهدستآمده در این پژوهش میتوان گفت محدودة کنترلکنندة مناطق شهری در این منطقه، در یکی از پرخطرترین مناطق از منظر خطر زمینلغزش است؛ به طوری که سکونتگاهها و راههای ارتباطی فعلی عمدتاً در پهنههای با خطر متوسط تا زیاد استقرار یافتهاند و از سوی دیگر فواصل و حریم مراکز شهری بدون توجه به فرایندها و عناصر مخاطرهزا استقرار یافتهاند و در مسیر توسعة فیزیکی قرار گرفتهاند و در آینده نیز روند توسعة شهری رودبار در این پهنهها گسترش خواهد یافت. با توجه به شکل 9، مناطق پایدار و کمخطر، پهنة محدودتری نسبت به دیگر مناطق دارند. این موضوع ضرورت مدیریت فعال مخاطرات را در این عرصه بیش از پیش نشان میدهد.
|
|
نقشۀ جهت شیب نقشۀ میزان شیب 10-0؛ 10-20؛ 20-30؛ 30-40؛ بیش از 40 (شیب) هرچه بیشتر، خطر بیشتر به ترتیب پایداری در چهار طبقۀ شمالی، غربی، شرقی و جنوبی (جهت شیب) جهت جنوبی سیلخیزتر |
|
|
|
نقشۀ فاصله از گسل نقشۀ دادههای لیتولوژی 10-0؛ 10-20؛ 20-30؛ 30-40؛ بیش از 40 (شیب) هرچه بیشتر، خطر بیشتر به ترتیب پایداری در چهار طبقۀ شمالی، غربی، شرقی و جنوبی (جهت شیب) جهت جنوبی سیلخیزتر |
|
|
|
نقشۀ میانگین بارش سالیانه نقشۀ کاربری اراضی 100-0؛ 100-150؛ 150-200؛ 200-250؛ بیش از 250 (بارش) هرچه کمتر، خطر بیشتر به ترتیب خطر بیشتر در پنج طبقۀ بایر، مزارع و انسانی، بوتهزار، مراتع و باغستان (کاربری اراضی) بایر، پرخطرترین |
شکل 9. نقشة لایههای اطلاعاتی مؤثر در وقوع خطر زمینلغزش منطقة شهری و روستایی رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
|
|
نقشۀ فاصله از آبراهه نقشۀ فاصله از مراکز مسکونی |
ادامۀ شکل 9. نقشۀ لایههای اطلاعاتی مؤثر در وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
شکل 10. نقشۀ نهایی پهنهبندی خطر زمینلغزش در محدودۀ مطالعه (منبع: نگارنده، 1399)
بهطورکلی این نقشه، یک سند اساسی کیفی است که برای برنامهریزی کاربری اراضی شهری، روستایی و برنامهریزی توسعة منطقهای میتوان از آن استفاده کرد و در مطالعات توسعة پایدار شهری و روستایی نیز در آینده از آن بهره برد. از طرفی این موضوع و آسیبپذیریهای شهری و روستایی ناشی از ناپایداریهای دامنهای با بررسیهای میدانی دوباره با مشاهدة ساختوسازهایی که بهویژه پس از زلزلة رودبار انجام شدهاند، تأیید شد (شکل 11 و 12).
|
|
شکل 11. توسعة سکونتگاههای روستایی نامتجانس و پراکنده در دامنههای درة سفیدرود (در سمت البرز) (عکس: نگارنده، 1399)
شکل 12. مجاورت نقاط مسکونی و خطر وقوع دامنهای (محلة لویه) (عکس: نگارنده، 1399)
گام پنجم: ارزیابی و تفسیر مخاطرات مسلط بر نواحی شهری و روستایی منطقة رودبار
همانطور که نقشة نهایی خطر زمینلغزش نشان میدهد مناطق با خطر زیاد که پتانسیل بیشتری در خطر زمینلغزش دارند، عمدتاً در مجاورت سکونتگاهها اعم از محدودة شهری رودبار و روستاهای پراکنده تعیین و محاسبه شدهاند. این امر نشان میدهد که نواحی شهری و روستایی منطقة رودبار تحت تسلط مسائل دامنهای و لغزش احتمالی زمین قرار دارند و لازم است تمهیدات مدیریتی مخاطرات طبیعی در این منطقه مطالعه شود؛ بنابراین در گامهای بعدی مؤلفههای ظرفیت جغرافیایی طبیعی و انسانی برای کاهش مخاطرات مدنظر قرار خواهد گرفت.
گام ششم: مؤلفههای ظرفیت جغرافیای طبیعی کاهش مخاطرات
مؤلفههای ظرفیت جغرافیای طبیعی برای کاهش مخاطرات میتواند از طریق رفتارشناسی ساختار زمینلغزش مسلط بر منطقة رودبار شامل اندازهگیری وضعیت شیب زمین، جهت شیب، سنگشناسی و... بهمنظور شناخت وضعیت زمینلغزشهای زمین، تعیین آستانة ژئومورفیک سیستمهای دامنهای منطقة رودبار که به دلیل آستانة کم حساسیت زیادی دارد و تحلیل واکنشهای طبیعی به مخاطرات انجام شود.
گام هفتم: مؤلفههای ظرفیت جغرافیای انسانی کاهش مخاطرات
مؤلفههای ظرفیت جغرافیای انسانی در منطقة رودبار در حال حاضر وضعیت مطلوبی دربرابر کاهش مخاطرات ندارد؛ این مؤلفهها عبارتاند از: دسترسی محدود ساکنان منطقه به امکانات، نبود مطالعة جامعهشناسی مخاطرات طبیعی، آموزشندادن جامعة شهری و روستایی منطقة مدنظر درزمینة پیشگیری و همچنین ایمنی در هنگام مخاطرات احتمالی و لغزشهای جزئی، پیشبینینکردن ظرفیت اسکان برای ساکنان منطقة رودبار در مواقع بحران در نقاط کمخطرتر.
گام هشتم: اقدامات و تمهیدات مختلف سختافزاری و نرمافزاری برای کاهش مخاطرات (تحت تأثیر اقدامات دولت مرکزی و مدیریت محلی)
پس از بررسی و مطالعة نواقص ظرفیت جامعة بومی دربرابر مخاطرات احتمالی، لازم است دولت مرکزی و مدیریت محلی اقدامات نرمافزاری و سختافزاری مورد نیاز شامل بازنگری در نگرشها و شیوههای مقاومسازی اعم از سختافزاری و نرمافزاری، بازنگری در شیوة خدماترسانی پیش از وقوع، هنگام وقوع و پس از وقوع و بازنگری در ظرفیت، آستانهها و درجة آسیبپذیری دربرابر مخاطرات را مطالعه کنند و راهکارهای اختصاصی را در این عرصه مدنظر قرار دهند.
شکل 13. الگوی مدیریتی پیشنهادی منطبق با یافتههای پژوهش در منطقة شهری و روستایی رودبار (منبع: نگارنده، 1399)
نتیجهگیری و پیشنهادها
مدیریت مخاطرات مجموعة گسترده و پیوستهای از مطالعات نظری و میدانی مخاطرهشناسی و اقدامات اجرایی است. لازمة تحقق اهداف و چشماندازهای این دانش بهمنظور کاهش و مدیریت مخاطرات محیطی، شناسایی و بهرهگیری از گامهای متعددی در راستای الگوهای مدیریتی است. بهطورکلی موضوعات کاربردی در دانش مخاطرات به دلیل گرفتارشدن صرف در چنبرة مدلهای پهنهبندی و آمار و ارقام، روح نوآوری، تخیل و ایدهپردازی پژوهشگران را به شدت تحت تأثیر قرار داده است؛ از این رو اتکای صرف بر روش و فنون آماری و مدلسازی موجب تکراریشدن جایگاه این دانش در چهارچوب موضوعات یکنواخت مانند پهنهبندی و تحلیل، زمینلغزش، ارزیابی استعداد زمینلغزش و... با استفاده از مدلهای تصمیمگیری تحلیل شبکه، فازی و... شده که در آنها صرفاً تأکید بر پیونددادن متغیرهای بارش، شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی و... با یکدیگر است.
در این زمینه لازم است پس از مطالعات کمّی و محاسبات صورتگرفته به کمک الگوی مدیریتی، نتایج کاربردیتری با واقعیات مخاطرات طبیعی مطرح شود؛ به همین دلیل در حال حاضر کمتر مشاهده میشود که پژوهشگر و متخصص مخاطرات محیطی به جای توسل به آمار و نرمافزار و تحلیل خروجیهای بهدستآمده، ایدهای نظاممند در عرصة مدیریت و پایداری محیط برای کاهش و سازگاری با مخاطرات ارائه دهد؛ بنابراین لازم است پژوهشگر عمدة کوشش خود را در جهت ارائة نظریههای خلاقانه پس از تجزیه و تحلیل دادههای بهدستآمده معطوف دارد و آنها را نقد علمی کند و نتایج کمّی خود را با وقایع محیطی خود تطبیق دهد تا بتواند نتایجی منطقی و در عین حال کاربردی را ارائه دهد؛ از این نظر که بهصورت میانرشتهای و قابل فهم برای سایر جغرافیدانان و جامعه اجرایی باشد و استفادة کاربردی داشته باشد.
به همین منظور در این نوشتار کوشش شد الگویی جامع دربردارندة محاسبات کمّی و مطالعات کیفی و میانرشتهای برای مدیریت مخاطرات طبیعی بهویژه زمینلغزشهای کنترلکنندة نواحی شهری و روستایی منطقة رودبار تدوین شود. در این زمینه پس از بهرهگیری و ارائة مبانی نظری مخاطرهشناسی، طبقهبندی مخاطرات طبیعی، تعیین نوع مخاطرات مسلط بر منطقة پژوهش، این مخاطرات تجزیه و تحلیل و پهنهبندی شد. در این مرحله با تعیین عناصر مؤثر در وقوع خطر زمینلغزش شامل شیب، جهت شیب، لیتولوژی، کاربری اراضی، میانگین بارش سالیانه، فاصله از گسل، آبراهه و مراکز مسکونی، با اعمال نظر کارشناسان، پیشینۀ مطالعاتی و بازدیدهای میدانی و نیز استفاده از روش فرایند تحلیل شبکه و وزندهی این عناصر نسبت به یکدیگر، هر عنصر برمبنای نظر کارشناسان، نسبت به عملکرد وقوع خطر زمینلغزش شهری پهنهبندی شد.
نتایج بهدستآمده نشان داد از میان متغیرهای بررسیشده، دو عامل شیب و لیتولوژی بیشترین سهم را در ضرایب مؤثر در وقوع خطر زمینلغزش شهری رودبار داشتهاند؛ به گونهای که سهم مناطق با شیب کمتر از 20 درصد، فقط 22 درصد از پوشش محدودة مطالعهشده است؛ این در حالی است که دامنۀ شیب مناسب ازنظر استانداردهای شهرسازی پایدار برای ساختوسازهای شهری، 8 درجه یا 15 درجه تشخیص داده شده است که این موضوع نشان از ناسازگاری نتایج پژوهش با این مقوله دارد.
در میان عناصر مخاطرهزای دیگر در وقوع زمینلغزش شهری و روستایی رودبار، عامل لیتولوژی از بُعد حالت تودهای آن آسیبپذیر نشان داده شده است. در این منطقه ساختار لیتولوژی غالب را سنگهای آتشفشانی تناوبی دورۀ ائوسن، ماسهسنگهای با تناوب میانلایهای شیل و آبرفتهای کواترنری تشکیل میدهند که دربرابر فعالیتهای انسانی، مانند ساخت سکونتگاهها و راههای ارتباطی درونشهری و روستایی نواحی کوهستانی و... حساسیت زیادی دارند. نتایج بهدستآمده در مرحلة بعدی با وضعیت سکونتگاههای شهری و روستایی مطالعه و بررسی تطبیقی شد تا زمینههای مؤلفههای ظرفیت جغرافیای طبیعی و انسانی کاهش مخاطرات واکاوی شود. در این گام ضمن مطالعة تمهیدات سختافزاری و نرمافزاری مورد نیاز دولت مرکزی (استانداری گیلان، فرمانداری و شهرداری رودبار و...)، شیوههای بازنگری در خدماترسانی در پیش و پس از وقوع خطر، آستانههای خطر و شیوههای مقاومسازی و آموزش ساکنان مطالعه و درنهایت دستیابی به اهداف و کاهش دانش مخاطرات با اقدامات و مطالعات صورتگرفته بهمنظور مدیریت مخاطرات محیطی مطالعة تطبیقی شد.
بهطورکلی نتایج پژوهش حاضر بر دو بخش کمّی و کیفی مبتنی است و این پژوهش دانش مخاطرات محیطی را از دو منظر ارزیابی و پهنهبندی و ارکان مدیریتی بررسی کرده است؛ این در حالی است که غالب مطالعات انجامشده درزمینة مخاطرات محیطی صرفاً بر یکی از جنبهها بهویژه استفاده از مدلهای تجربی و کمّی متمرکز شدهاند و غالب آنها فاقد راهکارهای اجرایی برای مدیریت مخاطرات محیطی هستند؛ البته این فرایند بهصورت پیوسته صورت میگیرد و نیازمند مطالعات میانرشتهای است.
در این مطالعه الگوی مدیریتی پیشنهادی براساس ویژگیهای مخاطرات محیطی منطقة رودبار تنظیم و تدوین شد. یافتههای این مطالعه به کمک ارزیابی و تدوین الگوی مدیریتی نشان داد با پهنهبندی درجة خطرپذیری بهصورت صرف نمیتوان مدیریت این دست مخاطرات را ضمانت اجرایی کرد و لازم است رفتارشناسی مخاطرات، طبقهبندی مخاطرات، پهنهبندی مخاطرات، ظرفیتهای مدیریتی مخاطرات و شیوههای بازنگری در کنترل مخاطرات همزمان صورت گیرد؛ همچنین در الگوی مدیریتی برای مخاطرات زمینلغزش ضمن ارائة مدیریت به شیوة فعال، لازم است پژوهشگر در قالب الگوی مدیریتی ابتدا از صافی مؤلفههای مدیریتی بهویژه مدیریت طبیعی و انسانی عبور کند و این مؤلفهها در نظر گرفته شوند؛ زیرا هر نوع مخاطره، مسائل منحصربهفردی دارد؛ بنابراین موانع مدیریتی خاص خود را دارد که برای زمینلغزشهای غالب در نواحی شهری و روستایی در نظر گرفته شده است؛ بر این اساس میتوان گفت حدود مطالعات رفتارشناسی، ارزیابیها و پهنهبندی درجة خطر زمینلغزش، شیوههای خدماترسانی دولت مرکزی و... ، بنیانهای علمی و استخوانبندی مدیریت آن را میسازد و تدوین و اجرای الگوی مدیریتی مخاطرات طبیعی زمینلغزش منوط به این مهم است.
برمبنای یافتههای این مطالعه پیشنهادها و راهکارهای زیر ارائه میشود:
در پایان میتوان گفت مراحل و فرایندهای مدیریت مخاطرات زمینلغزش در نواحی شهری و روستایی رودبار همچنان نیازمند مطالعات مفصلتر است؛ زیرا پس از پیادهسازی و اجراییشدن الگوهای مدیریتی توسط کارشناسان، زمینههای لازم برای بررسی پایداری جغرافیایی این منطقه مطرح میشود.
[1]. Guy Rocher
[2]. Super decisions
[3]. Copeland
[4]. Raster Calculator