Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant professor, Faculty Member of Soil Conservation and Watershed Management Research Institute, Agricultural Research, Education and Extension Organization, Tehran, Iran
2 Ph.D. of Geomorphology, University of Tehran, Tehran, Iran
3 Ph.D. student of Geography and Urban Planning, University of Shahid Chamran, Ahvaz, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
مقدمه
مدیریت پسماندهای جامد یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی جوامع امروزی به شمار میرود (Zhang., 2013, p. 2) که با رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی و افزایش مصرف، ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته است (Yan., 2014, p. 8162). دفن زباله بهعنوان یکی از رایجترین و قدیمیترین روشهای مدیریت پسماند، در صورتی که به شکل اصولی و علمی انجام شود، میتواند نقش مؤثری در کاهش اثرات منفی زبالهها بر محیط زیست و سلامت انسان ایفا کند (Torres & Fraternali., 2021, p. 3). انتخاب مکان مناسب برای دفن زباله اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا مکانیابی نادرست میتواند منجر به آلودگی منابع آب سطحی و زیرزمینی (Papale et al., 2023, p. 3)، تخریب خاک، انتشار گازهای گلخانهای، تهدید اکوسیستمها و بروز مشکلات بهداشتی برای جوامع انسانی شود (Mallick., 2021, p. 2).
دفن غیراصولی زبالهها علاوه بر پیامدهای زیستمحیطی، آثار اقتصادی و اجتماعی درخور توجهی نیز به همراه دارد (Moumane et al., 2025, p. 2) از جمله کاهش ارزش اراضی اطراف، افزایش هزینههای درمانی و ایجاد تعارضات اجتماعی؛ از این رو، برنامهریزی صحیح در زمینه دفن زباله مستلزم توجه همزمان به عوامل طبیعی مانند زمینشناسی، توپوگرافی، هیدرولوژی، اقلیم و عوامل انسانی نظیر فاصله از سکونتگاهها، راههای ارتباطی و کاربری اراضی است (اقصایی و سوری، 1396، ص. 216؛ عباسنژاد و همکاران، 1396، ص. 88؛ ناصرترابی و همکاران، 1401، ص. 775). امروزه استفاده از رویکردهای علمی و ابزارهای نوین مانند سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیلهای چندمعیاره، امکان شناسایی مناطق مناسب برای دفن زباله را با دقت بیشتری فراهم کرده است (Spigolon et al., 2018, p. 607). در مجموع، دفن بهداشتی و اصولی زباله نهتنها راهکاری برای کنترل آلودگیهاست (Soyaslan., 2025, p. 2)، گامی اساسی در جهت دستیابی به توسعه پایدار و حفظ کیفیت محیط زیست برای نسلهای آینده محسوب میشود (Powell et al., 2018, p. 138).
شهرستان ایذه در شرق استان خوزستان واقع شده و به دلیل قرارگیری در محدوده زاگرس مرتفع، از شرایط طبیعی متنوع و پیچیدهای برخوردار است. تنوع هیدروژئومورفولوژیکی، اختلاف ارتفاع زیاد، ناهمواریهای شدید و ویژگیهای زمینشناسی خاص این منطقه، برنامهریزی فضایی و مکانیابی کاربریهای مختلف از جمله دفن زباله را با چالشهای جدی مواجه کرده است. از سوی دیگر، شرایط هیدرواقلیمی منطقه، شامل میزان بارش، جریانهای سطحی و حساسیت منابع آب زیرزمینی، اهمیت توجه ویژه به مسائل زیستمحیطی در انتخاب محل دفن زباله را دوچندان میکند.
افزایش جمعیت و تمرکز سکونتگاههای انسانی در شهرستان ایذه منجر به تولید حجم درخور توجهی از پسماندهای شهری شده است. این در حالی است که محدودیت اراضی مناسب، نوع لیتولوژی غالب و خطر آلودگی آب و خاک، امکان استفاده از بسیاری از مناطق را برای دفن زباله کاهش داده است. در صورت انتخاب نادرست محل دفن یا دپوی زباله، پیامدهایی نظیر آلودگی منابع آب، فرسایش خاک، تخریب چشماندازهای طبیعی و تهدید سلامت ساکنان منطقه محتمل خواهد بود؛ بنابراین، شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه یک ضرورت اساسی به شمار میرود. این امر مستلزم بررسی و تحلیل همزمان پارامترهای طبیعی شامل شیب، زمینشناسی، فاصله از منابع آب و شرایط اقلیمی، و همچنین پارامترهای انسانی نظیر تراکم جمعیت، فاصله از مراکز سکونتی و زیرساختهاست. اتخاذ رویکردی علمی و جامع در این زمینه میتواند ضمن کاهش مخاطرات زیستمحیطی، به بهبود مدیریت پسماند و ارتقای کیفیت محیط زیست در شهرستان ایذه کمک شایانی کند. با توجه به موارد ذکر شده، هدف از این تحقیق، شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه است.
در سالهای اخیر، با افزایش تولید پسماند شهری و تشدید محدودیتهای زیستمحیطی، مکانیابی بهینه محل دفن زباله به یکی از چالشهای اساسی مدیریت پسماند تبدیل شده است؛ از این رو، پژوهشهای متعددی با بهرهگیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره به این مسئله پرداختهاند؛ برای نمونه، آجیباد و همکاران در نیجریه با کاربرد منطق فازی به این نتیجه رسیدند که تنها بخش محدودی از منطقه مورد مطالعهشان برای دفن زباله مناسب است (Ajibade et al., 2019). در قاره آفریقا و در منطقهای دیگر، وانور و همکاران در جنوب اتیوپی نشان دادند که حدود 19 هکتار از اراضی حومه شهر هوسانا پتانسیل لازم را دارد (Wanore et al., 2023). در خاورمیانه نیز اربیات و همکاران در استان البقاء اردن، بخشهای شمالی این منطقه را دارای استعداد نسبی برای دفن زباله گزارش کردند (Arabeyyat et al., 2024). در عربستان سعودی، الاوده و مالیک با تلفیق روشهای تصمیمگیری چندمعیاره و هوش مصنوعی، تناسب اولیه حدود 20 درصد از منطقه مورد مطالعه را برای ایجاد سایت دفن زباله تأیید نمودند (Al Awadh & Mallick, 2024).
در ایران نیز تلاشهای پژوهشی مشابهی صورت گرفته است. خادمی شیراز و همکاران (1400) در شهر قزوین با ترکیب منطق فازی و AHP به این یافته دست یافتند که مناطق شمالی این شهر برای دفن زباله ساختمانی مستعدتر هستند. تاجالدینی و همکاران (1401) در کرج با رویکرد توسعه پایدار و استفاده از مدل AHP، مناطق دشت نظر و سایت جدید حلقه دره را بهعنوان گزینههای برتر معرفی کردند. در غرب کشور، حجازی و زنگنهتبار (1404) در شهرستان دالاهو با بهرهگیری از روشهای ANP و WLC نشان دادند که تنها 8 درصد از وسعت این شهرستان قابلیت ایجاد سایت دفن زباله را دارد. نزدیکترین پژوهش به مطالعه حاضر، کاری است که گنجائیان و همکاران (1404) در شهرستان کامیاران انجام دادهاند؛ آنها با استفاده از روش ضریب وزنی نسبی (RWR) و WLC و با اعمال مناطق ممنوعه، به این نتیجه رسیدند که فقط 7/2 درصد از مساحت کامیاران برای دفن یا دپوی زباله مناسب است.
مرور مطالعات پیشین نشان میدهد که استفاده از GIS و روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (مانند AHP، ANP،WLC و منطق فازی) در مکانیابی دفن زباله رویکردی کارآمد محسوب میشود؛ اما این پژوهشها اغلب با محدودیتهایی همراه هستند: نخست، بیشتر آنها از وزندهی قطعی یا عملگرهای فازی ساده (AND/OR) استفاده کردهاند که قابلیت مدلسازی عدم قطعیتهای محیطی را ندارند؛ دوم، تاکنون مطالعهای در منطقهای با شرایط پیچیده هیدروژئومورفولوژیکی شهرستان ایذه (تضاد توپوگرافی شدید، وجود دریاچه میانگران و لیتولوژی کارستی) انجام نشده است؛ از این رو، نوآوری پژوهش حاضر در بهکارگیری مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی (RWR) و عملگر گامای فازی است که نسبت به روشهای مرسوم، دقت بالاتری داشته و امکان کنترل تعادل بین شرایط خوشبینانه و بدبینانه را فراهم میکند. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه با استفاده از این مدل و اعمال مناطق ممنوعه است تا ضمن کاهش مخاطرات زیستمحیطی، مدیریت بهینه پسماند در منطقه محقق شود.
منطقه مورد مطالعه: منطقه مورد مطالعه شامل محدوده سیاسی شهرستان ایذه در شرق استان خوزستان است. این شهرستان از شمال به شهرستانهای کوهرنگ و اردل، از شرق به اندیکا، از جنوب به باغملک و دزپارت و از غرب به مسجدسلیمان محدود میشود (شکل 1). از نظر تقسیمات مورفوتکتونیکی، ایذه در واحد زاگرس چینخورده قرار دارد و بخش عمده آن را کوهستانهای بلند و دامنههای پرشیب فرا گرفته است. از نظر لیتولوژی، بخشهای مرکزی و غربی شهرستان عمدتاً از سازندهای آهکی کارستی (آسماری و ایلام-سروک) تشکیل شده که نفوذپذیری بالایی دارد و پتانسیل زیادی برای انتقال آلایندهها به آبهای زیرزمینی دارند. وجود گسلهای فعال متعدد نیز بر آسیبپذیری منطقه افزوده است. ارتفاع شهرستان بین 348 تا 3464 متر متغیر است و همین امر تنوع اقلیمی چشمگیری ایجاد کرده است؛ بهطوریکه مناطق شرقی و شمال شرقی دارای آبوهوای سرد کوهستانی و مناطق غربی دارای آبوهوای مدیترانهای هستند. میانگین بارش سالانه منطقه حدود 600 میلیمتر است و از نظر پوششگیاهی، نواحی مرکزی و غربی شهرستان ایذه، از تراکم نسبتاً بالایی (جنگلهای بلوط زاگرسی و مراتع) برخوردارند. از نظر جغرافیای انسانی، شهرستان ایذه با جمعیت 179520 نفر (مرکز آمار ایران، 1395)، دارای پراکندگی نسبتاً زیاد روستاها و شبکه ارتباطی گستردهای است که همراه با حساسیتهای طبیعی یادشده، محدودیتهای شدیدی را برای انتخاب مکان مناسب دفن زباله ایجاد کرده است.
شکل 1: نقشه موقعیت منطقه مورد مطالعه
Figure 1: Location map of the study area
روش تحقیق
در این تحقیق بهمنظور دستیابی به اهداف پژوهش، از مجموعهای از دادههای مکانی، سنجشازدور و نقشههای پایه استفاده شده است. دادههای اصلی شامل مدل رقومی ارتفاعی ALOS PALSAR با قدرت تفکیک مکانی 5/12 متر، نقشه زمینشناسی منطقه با مقیاس 1:100000، تصاویر ماهوارهای MODIS بهمنظور استخراج پوششگیاهی، دادههای بارش ماهوارهای CHIRPS برای برآورد میانگین بارش سالانه و همچنین تصاویر ماهوارهای گوگل ارث بهمنظور شناسایی عوارض سطحی نظیر جادهها، پهنههای آبی و نواحی سکونتگاهی بوده است. در راستای پردازش، تحلیل و تلفیق دادهها، از نرمافزار ArcGIS بهعنوان ابزار اصلی تهیه، مدیریت و تحلیل لایههای اطلاعات مکانی و تولید نقشههای مورد نیاز استفاده شده است. همچنین سامانه Google Earth Engine بهمنظور پردازش دادههای سنجش از دور، استخراج شاخصهای پوشش گیاهی و محاسبه میانگین بارش سالانه به کار گرفته شده است. بهرهگیری همزمان از این دادهها و ابزارها امکان تحلیل دقیقتر شرایط محیطی و مکانی منطقه مورد مطالعه را فراهم کرده است. همچنین در این تحقیق از مدل ترکیبی ضریب وزنی نسبی (RWR) و منطق فازی استفاده شده است. با توجه به موضوع و اهداف مدنظر، این تحقیق در چند مرحله انجام شده است که در ادامه به تشریح آنها پرداخته شده است:
-مرحله اول (شناسایی پارامترها و تهیه لایههای اطلاعاتی): در مرحله نخست، بهمنظور شناسایی معیارهای مؤثر در تعیین مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه، از مطالعات کتابخانهای، بررسی پژوهشهای پیشین (Wang et al., 2009; Nguyen et al, 2024; Ebrahimi et al., 2025) و بهرهگیری از نظرات کارشناسان حوزههای محیطزیست، برنامهریزی شهری و سنجشازدور استفاده شده است. بر این اساس، تعداد 11 پارامتر مؤثر شناسایی و انتخاب شد (جدول 1). پس از تعیین پارامترها، لایههای اطلاعاتی مربوط به هر یک از معیارها با استفاده از دادههای مکانی، تصاویر ماهوارهای و نقشههای پایه تهیه و در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی آمادهسازی شد.
جدول 1: نحوه تهیه لایههای اطلاعاتی
Table 1: Method of preparing the information layers
|
ردیف |
پارامتر |
نحوه تهیه |
|
1 |
فاصله از نواحی سکونتگاهی |
تهیهشده براساس لایه رقومی اطلاعاتی سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح |
|
2 |
فاصله از جاده اصلی |
تهیهشده براساس تصاویر گوگل ارث |
|
3 |
فاصله از رودخانه |
تهیهشده براساس مدل رقومی 5/12 متر ALOS PALSAR |
|
4 |
فاصله از دریاچه و پهنههای آبی |
تهیهشده براساس تصاویر گوگل ارث |
|
5 |
میانگین بارش سالانه |
تهیه براساس تصاویر ماهواره CHIRPS و سامانه گوگل ارث انجین |
|
6 |
پوششگیاهی |
تهیه براساس تصاویر ماهواره MODIS و سامانه گوگل ارث انجین |
|
7 |
فاصله از خط گسل |
تهیهشده براساس لایه رقومی نقشه زمینشناسی 1:100000 منطقه |
|
8 |
لیتولوژی |
تهیهشده براساس لایه رقومی نقشه زمینشناسی 1:100000 منطقه |
|
9 |
ارتفاع |
تهیهشده براساس مدل رقومی 5/12 متر ALOS PALSAR |
|
10 |
شیب |
تهیهشده براساس مدل رقومی 5/12 متر ALOS PALSAR |
|
11 |
جهت شیب |
تهیهشده براساس مدل رقومی 5/12 متر ALOS PALSAR |
مرحله دوم (استانداردسازی لایههای اطلاعاتی): با توجه به ناهمگونی واحد اندازهگیری و دامنه تغییرات پارامترهای مختلف، در مرحله دوم لایههای اطلاعاتی بهمنظور امکان تلفیق و تحلیل نهایی، استانداردسازی شدند. استانداردسازی لایهها براساس ارزش درونلایهای و با استفاده از منطق فازی انجام گرفت، بهگونهای که مقادیر هر لایه در بازه صفر تا یک تبدیل شدند. در این فرآیند، مقادیر نزدیک به یک بیانگر مناطق با استعداد بالاتر برای دفن زباله و مقادیر نزدیک به صفر نشاندهنده مناطق نامناسب برای این کار است (جدول 2).
جدول 2: نحوه استانداردسازی لایههای اطلاعاتی
Table 2: Method of standardizing the information layers
|
ردیف |
پارامتر |
نحوه استانداردسازی |
|
1 |
فاصله از نواحی سکونتگاهی |
به مناطق دور از نواحی سکونتگاهی، ارزش نزدیک 1 و به مناطق نزدیک نواحی سکونتگاهی، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
2 |
فاصله از جاده اصلی |
به مناطق دور از جاده اصلی، ارزش نزدیک 1 و به مناطق نزدیک جاده اصلی، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
3 |
فاصله از رودخانه |
به مناطق دور از رودخانه، ارزش نزدیک 1 و به مناطق نزدیک رودخانه، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
4 |
فاصله از دریاچه و پهنههای آبی |
به مناطق دور از دریاچه، ارزش نزدیک 1 و به مناطق نزدیک دریاچه، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
5 |
میانگین بارش سالانه |
به مناطق دارای میانگین بارش کمتر، ارزش نزدیک 1 و به مناطق دارای میانگین بارش بیشتر، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
6 |
پوششگیاهی |
به مناطق دارای پوششگیاهی کم تراکم، ارزش نزدیک 1 و به مناطق دارای پوششگیاهی متراکم، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
7 |
فاصله از خط گسل |
به مناطق دور از گسل، ارزش نزدیک 1 و به مناطق نزدیک گسل، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
8 |
لیتولوژی |
به مناطق دارای لیتولوژی نفوذناپذیر، ارزش نزدیک 1 و به مناطق دارای لیتولوژی نفوذپذیری، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
9 |
ارتفاع |
به مناطق کم ارتفاع، ارزش نزدیک 1 و به مناطق مرتفع، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
10 |
شیب |
به مناطق کم شیب، ارزش نزدیک 1 و به مناطق با شیب زیاد، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
|
11 |
جهت شیب |
به جهات شیب جنوبی، ارزش نزدیک 1 و به جهات شیب شمالی، ارزش نزدیک صفر داده شده است. |
مرحله سوم (وزندهی به لایههای اطلاعاتی): پس از استانداردسازی لایههای اطلاعاتی، در مرحله سوم بهمنظور تعیین میزان اهمیت نسبی هر یک از پارامترهای مؤثر در مکانیابی دفن یا دپوی زباله، فرآیند وزندهی انجام شد. در این مرحله، از ترکیب نظرات کارشناسان و مدل وزندهی نسبی (Relative Weighting Ratio – RWR) استفاده شد. بدینصورت که کارشناسان، با در نظر گرفتن میزان تأثیر هر پارامتر بر انتخاب مکان مناسب دفن زباله و پیامدهای زیستمحیطی، به هر معیار وزن نسبی اختصاص دادند. سپس، بهمنظور امکان تلفیق لایهها و مقایسهپذیری وزنها، مقادیر بهدستآمده نرمالسازی شده و به مقیاسی یکنواخت تبدیل شدند (Hosseini et al., 2026).
مرحله چهارم (ترکیب لایههای اطلاعاعی و تهیه نقشه اولیه مناطق مستعد دفن زباله): در مرحله چهارم، پس از اعمال وزنهای نرمالشده بر لایههای استانداردشده، فرآیند ترکیب لایههای اطلاعاتی بهمنظور شناسایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله انجام شد. در این راستا، از مدل ترکیبی ضریب وزنی نسبی (RWR) و منطق فازی استفاده شد تا اثر متقابل پارامترها و عدم قطعیتهای موجود در دادههای محیطی بهطور مناسب لحاظ شود. برای ترکیب لایهها، از عملگر گامای فازی بهره گرفته شد که قابلیت در نظر گرفتن همزمان شرایط خوشبینانه و بدبینانه را دارد و موجب افزایش دقت نتایج میشود. خروجی این مرحله، نقشه اولیه پهنهبندی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان ایذه بود که مناطق را در چهار طبقه پتانسیل خیلی کم، کم، متوسط و زیاد طبقهبندی میکند.
مرحله پنجم (اعمال مناطق ممنوعه و تهیه نقشه نهایی مناطق مستعد دفن زباله): در مرحله پنجم، بهمنظور افزایش دقت مکانیابی و کاهش مخاطرات زیستمحیطی، انسانی و بهداشتی، مناطق ممنوعه دفن یا دپوی زباله بر نقشه پتانسیل اولیه اعمال شد. شناسایی مناطق ممنوعه با استفاده از تلفیق نظرات کارشناسان، بررسی مطالعات پیشین، ضوابط و استانداردهای زیستمحیطی و ارزیابی شرایط جغرافیایی و محیطی منطقه انجام شد. بر این اساس، نواحی دارای حساسیت بالا شامل حریم منابع آب سطحی (دریاچهها و رودخانهها)، سکونتگاههای شهری و روستایی، جادههای اصلی و مناطق دارای پوشش گیاهی متراکم بهعنوان مناطق ممنوعه در نظر گرفته شدند. پس از تهیه نقشه مناطق ممنوعه، این لایه بهعنوان یک محدودکننده اصلی بر نقشه پهنهبندی پتانسیل اعمال شد. در نهایت، مناطقی که در طبقه پتانسیل زیاد قرار داشتند و همزمان خارج از محدودههای ممنوعه واقع شده بودند، بهعنوان مناطق مستعد نهایی دفن یا دپوی زباله شناسایی شدند.
بحث و نتایج
تشریح پارامترهای مورد استفاده
در این پژوهش، بهمنظور شناسایی و پهنهبندی مناطق مستعد برای احداث محل دفن زباله در شهرستان ایذه، مجموعهای از پارامترهای انسانی و طبیعی استفاده شده است. پارامترهای انسانی شامل فاصله از نواحی سکونتگاهی و فاصله از جادههای اصلی و پارامترهای طبیعی نیز شامل فاصله از دریاچه، فاصله از رودخانه، میانگین بارش سالانه، تراکم پوشش گیاهی، فاصله از گسل، لیتولوژی، ارتفاع، شیب و جهت دامنه هستند. انتخاب این عوامل براساس مطالعات پیشین و معیارهای زیستمحیطی و ژئومورفولوژیکی انجام شده است. در ادامه، هر یک از پارامترهای مورد استفاده تشریح میشوند.
- پارامترهای انسانی: توجه به پارامترهای انسانی در فرآیند مکانیابی محل دفن زباله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این مراکز به دلیل تولید شیرابه، انتشار بو، آلودگیهای زیستمحیطی و پیامدهای بهداشتی، میتوانند تأثیرات منفی درخور توجهی بر سلامت انسان و کیفیت زندگی ساکنان اطراف داشته باشند. یکی از مهمترین پارامترهای انسانی، فاصله از نواحی سکونتگاهی است. با توجه به ماهیت آلاینده سایتهای دفن زباله، استقرار آنها در مجاورت مناطق مسکونی میتواند منجر به بروز مشکلات بهداشتی، زیستمحیطی و اجتماعی شود؛ بنابراین، انتخاب مکانهایی با فاصله مناسب از نواحی سکونتگاهی ضروری است.
پارامتر انسانی مهم دیگر، فاصله از جادههای اصلی است. جادههای اصلی بهعنوان شریانهای ارتباطی مهم، دارای ارزش اقتصادی، اجتماعی و بصری بالایی هستند و استقرار سایتهای دفن زباله در نزدیکی آنها میتواند علاوه بر کاهش کیفیت منظر و چشمانداز طبیعی، موجب آلودگی بصری و زیستمحیطی شود. همچنین این مناطق معمولاً برای توسعه سایر کاربریهای شهری و منطقهای مناسبتر بوده و از این رو، باید از تخصیص آنها به کاربری دفن زباله اجتناب شود. بر این اساس، بهمنظور استانداردسازی و ارزشدهی به پارامترهای انسانی در فرآیند تحلیل مکانی، مناطقی که فاصله بیشتری از نواحی سکونتگاهی (شکل 2-1) و جادههای اصلی (شکل 2-2) دارند، از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و بالاترین امتیاز (نزدیک به 1) به آنها اختصاص داده شده است. این رویکرد موجب کاهش اثرات منفی زیستمحیطی و اجتماعی و افزایش پایداری سایتهای پیشنهادی دفن زباله میشود.
- پارامترهای هیدرواقلیمی: پارامترهای هیدرواقلیمی از جمله عوامل مهم و تأثیرگذار در فرآیند مکانیابی محل دفن زباله به شمار میروند؛ زیرا این پارامترها نقش مستقیمی در گسترش، انتقال و تشدید آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از دفن پسماند ایفا میکنند. منابع آب سطحی از حساسترین مؤلفههای هیدرواقلیمی بوده و به دلیل ارتباط مستقیم با اکوسیستمها و فعالیتهای انسانی، دارای پتانسیل آسیبپذیری بالایی در برابر آلودگی هستند. رودخانهها بهعنوان عناصر پویای سیستم هیدرولوژیکی، علاوه بر قابلیت بالای آلودگیپذیری، نقش مهمی در انتقال و انتشار آلودگی به مناطق پاییندست دارند. نفوذ شیرابه محلهای دفن زباله به رودخانهها میتواند موجب آلودگی گسترده منابع آب، تخریب زیستبومهای آبی و ایجاد مخاطرات بهداشتی شود؛ از اینرو، استقرار سایتهای دفن زباله در مجاورت رودخانهها نامناسب بوده و لازم است فاصلهای ایمن از آنها در نظر گرفته شود. با توجه به اینکه رودخانههای شهرستان ایذه دارای دبی درخور توجهی هستند، در صورت ورود آلایندهها، قابلیت انتقال و گسترش آلودگی در آنها افزایش مییابد که این امر ضرورت توجه ویژه به این پارامتر را در مکانیابی دفن زباله دوچندان میکند.
دریاچهها و پهنههای آبی نیز از مهمترین پارامترهای هیدرواقلیمی محسوب میشوند و به دلیل ظرفیت محدود خودپالایی و اهمیت اکولوژیکی بالا، پتانسیل آسیبپذیری زیادی در برابر آلودگی دارند. بر این اساس، سایتهای دفن زباله باید در فاصلهای مناسب از دریاچهها و سایر پهنههای آبی جانمایی شوند. در شهرستان ایذه، وجود دریاچه میانگران و همچنین بخشی از دریاچه سد کارون ۱ موجب شده است که این منطقه از نظر آلودگی منابع آب سطحی دارای حساسیت و آسیبپذیری بالایی باشد؛ بنابراین، در فرآیند مکانیابی محل دفن زباله، توجه ویژه به این دریاچهها بهعنوان یک معیار محدودکننده ضروری است.
از دیگر پارامترهای مهم هیدرواقلیمی میتوان به بارش اشاره کرد. میزان بارش نقش مستقیمی در تولید و نفوذ شیرابه و همچنین انتقال آلایندهها به منابع آب سطحی و زیرزمینی دارد. مناطقی که از میانگین بارش بالاتری برخوردارند، به دلیل افزایش رواناب و نفوذپذیری آلایندهها، دارای پتانسیل آلودگی و آسیبپذیری بیشتری هستند. بررسی الگوی بارش در شهرستان ایذه نشان میدهد که بهطور کلی مناطق شمالی این شهرستان دارای بارش بیشتری هستند و در نتیجه، از نظر آلودگی ناشی از دفن زباله، حساستر و آسیبپذیرترند. با توجه به موارد ذکرشده، بهمنظور استانداردسازی پارامترهای هیدرواقلیمی در این پژوهش، مناطقی که فاصله بیشتری از رودخانهها (شکل 2-3) و دریاچهها (شکل 2-4) داشته و همچنین دارای میانگین بارش سالانه کمتری (شکل 2-5) هستند، از مطلوبیت بالاتری برخوردار بوده و بالاترین امتیاز (نزدیک به 1) به آنها اختصاص داده شده است.
- پارامتر پوششگیاهی: پوششگیاهی بهعنوان یکی از شاخصهای مهم زیستمحیطی، نقش تعیینکنندهای در فرآیند مکانیابی سایتهای دفن زباله دارد. مناطقی که از تراکم بالای پوشش گیاهی برخوردارند، به دلیل توان اکولوژیکی بالا و حساسیت محیطی، برای استقرار سایتهای دفن زباله نامناسب تلقی میشوند. در این پژوهش، بهمنظور ارزیابی وضعیت پوشش گیاهی شهرستان ایذه، از تصاویر ماهوارهای MODIS استفاده و نقشه تراکم پوشش گیاهی منطقه تهیه شد. نتایج حاصل نشان میدهد که نواحی مرکزی شهرستان ایذه دارای تراکم پوشش گیاهی بالاتری نسبت به سایر بخشها هستند. با توجه به حساسیت بالای این مناطق در برابر دفن زباله، در فرآیند وزندهی و ارزشگذاری، کمترین امتیاز (نزدیک به صفر) به آنها اختصاص داده شد (شکل 2-6).
- پارامترهای زمینشناسی: پارامترهای زمینشناسی از جمله عوامل اساسی در برنامهریزی و مکانیابی سایتهای دفن زباله به شمار میروند. یکی از مهمترین این پارامترها، فاصله از خطوط گسلی است. به دلیل وجود درز و شکافهای فراوان در امتداد گسلها، این نواحی از پتانسیل بالایی برای انتقال آلایندهها به منابع آب زیرزمینی برخوردارند و از این رو برای دفن زباله نامناسب محسوب میشوند. بررسی وضعیت خطوط گسلی شهرستان ایذه نشان میدهد که بخشهای غربی و شرقی این شهرستان دارای تراکم بیشتری از خطوط گسلی هستند و بنابراین، از نظر این پارامتر، استعداد کمتری برای استقرار سایتهای دفن زباله دارند.
علاوه بر این، نوع لیتولوژی نیز نقش مهمی در فرآیند مکانیابی دفن زباله ایفا میکند. واحدهای سنگی با نفوذپذیری کمتر، به دلیل کاهش احتمال نشت آلایندهها، از آسیبپذیری زیستمحیطی کمتری برخوردار بودهاند و برای دفن زباله مناسبترند. بررسی نقشه لیتولوژی شهرستان ایذه بیانگر تنوع بالای واحدهای زمینشناسی در این منطقه است؛ بهگونهای که بخش درخور توجهی از آن را سازندهای آهکی تشکیل میدهند که به دلیل نفوذپذیری بالا، مستعد نفوذ آلایندهها و آلودگی منابع آب هستند. بر این اساس، بهمنظور استانداردسازی لایههای زمینشناسی، به مناطقی که از خطوط گسلی فاصله بیشتری داشته (شکل 2-7) و دارای لیتولوژی مقاوم و کمنفوذپذیر هستند (شکل 2-8)، ارزش نزدیک به 1 اختصاص داده شد.
- پارامترهای توپوگرافی: در برنامهریزی و انتخاب مکانهای مناسب برای دفن زباله، بررسی وضعیت توپوگرافی منطقه اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ارتفاع و شیب زمین تأثیر مستقیمی بر جریان شیرابهها و نفوذ آنها به محیط زیست دارند. مناطق مرتفع به دلیل احتمال سرریز شدن زبالهها و جریان شیرابهها به سمت پاییندست، گزینه مناسبی برای دفن زباله نیستند؛ بنابراین مکانهای کمارتفاعتر به دلیل کاهش خطر آلودگی و کنترل بهتر جریان آب مناسبتر محسوب میشوند. علاوه بر ارتفاع، شیب زمین نیز پارامتر مهمی است؛ مناطق با شیب زیاد، به دلیل تسهیل جریان سریع شیرابهها و افزایش احتمال فرسایش خاک، ظرفیت کمی برای دفن زباله دارند. همچنین، جهت شیب زمین نقش تعیینکنندهای در انتخاب مکان دارد؛ زیرا شیبهای شمالی معمولاً رطوبت بیشتری دارند و شرایط بهداشتی در آنها سختتر کنترل میشود؛ بنابراین برای دفن زباله مناسب نیستند. با توجه به این عوامل، برای استانداردسازی پارامترهای توپوگرافی، مناطقی که کمارتفاع، کمشیب و دارای شیب به سمت جنوب باشند، بیشترین ارزش را کسب میکنند و ارزش آنها نزدیک به یک در نظر گرفته شده است؛ در حالی که سایر مناطق با ویژگیهای کمتر مطلوب، ارزشهای کمتری دریافت میکنند. این رویکرد به برنامهریزان امکان میدهد تا مکانهای دفن زباله را با معیارهای بهینه و سازگار با محیط زیست انتخاب کنند. با توجه به موارد ذکرشده، به منظور استانداردسازی پارامترهای توپوگرافی، به مناطق کم ارتفاع (شکل 2-9)، کم شیب (شکل 2-10) و جهات شیب جنوبی (شکل 2-11)، ارزش نزدیک 1 داده شده است.
شکل 2: نقشه استانداردسازی شده لایههای اطلاعاتی
Figure 2: Standardized map of information layers
وزندهی به پارامترها
پس از استانداردسازی پارامترها در این مرحله برای تعیین اهمیت هر پارامتر و وزندهی به آنها از ترکیب نظرات کارشناسان و روش وزندهی نسبی استفاده شده است. در این رویکرد، کارشناسان با توجه به تأثیر هر پارامتر بر انتخاب مکان مناسب برای دفن زباله، وزن نسبی آنها را تعیین کردهاند و سپس این وزنها بهصورت نرمالشده به مقیاسی یکسان تبدیل شدهاند تا مقایسه بین پارامترها تسهیل شود. نتایج وزندهی (جدول 3) نشان داده است که پارامترهای فاصله از دریاچه و فاصله از رودخانه نسبت به سایر پارامترها دارای اهمیت و ارزش بالاتری هستند؛ زیرا رعایت فاصله مناسب از منابع آبی برای پیشگیری از آلودگی محیط زیست و حفاظت از کیفیت آب ضروری است. سایر پارامترها نیز به ترتیب اهمیت خود در انتخاب مکان مناسب برای دفن زباله وزندهی شدهاند و به این ترتیب امکان ارزیابی ترکیبی و جامع پارامترهای توپوگرافی، هیدرولوژیکی و زمینشناسی فراهم آمده است.
جدول 3: وزن نسبی پارامترها
Table 3: Relative weights of parameters
|
ردیف |
پارامتر |
وزن نسبی |
وزن نرمال شده |
|
1 |
فاصله از دریاچه |
2 |
121/0 |
|
2 |
فاصله از رودخانه |
9/1 |
115/0 |
|
3 |
پوششگیاهی |
8/1 |
109/0 |
|
4 |
فاصله از سکونتگاه |
7/1 |
103/0 |
|
5 |
لیتولوژی |
6/1 |
097/0 |
|
6 |
ارتفاع |
5/1 |
091/0 |
|
7 |
شیب |
4/1 |
085/0 |
|
8 |
فاصله از جاده اصلی |
3/1 |
079/0 |
|
9 |
میانگین بارش |
2/1 |
073/0 |
|
10 |
فاصله از گسل |
1/1 |
067/0 |
|
11 |
جهت شیب |
1 |
061/0 |
شناسایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله
پس از شناسایی و وزندهی لایههای اطلاعاتی، مقادیر وزن بر روی هر لایه اعمال شد. سپس، با استفاده از عملگر گامای فازی، لایهها با یکدیگر ترکیب شدند تا اثرات متقابل و همپوشانی اطلاعات بهدرستی در نظر گرفته شود. در این فرآیند از مدل ترکیبی ضریب وزنی نسبی (RWR) و منطق فازی بهره گرفته شد تا دقت و قابلیت اعتماد تحلیل افزایش یابد. در نهایت، براساس این تحلیلها، نقشه نهایی مناطق مستعد دفن یا دپوی زباله در شهرستان ایذه تهیه شد (شکل 3).
شکل 3: نقشه اولیه مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه
Figure 3: Initial map of areas suitable for landfill in Izeh County
بررسی وضعیت مساحت و درصد مساحت هر طبقه نشان میدهد که تنها بخش محدودی از شهرستان ایذه برای دفن یا دپوی زباله مستعد است. براساس نتایج بهدستآمده، ۱۱۴۳ کیلومتر مربع معادل 8/45 درصد (جدول 4 و شکل 4) به دلیل تراکم زیاد پوشش گیاهی، ارتفاع و شیب زیاد و نزدیکی به رودخانهها و دریاچهها، در طبقات پتانسیل کم و خیلی کم قرار دارند. این مناطق به دلیل شرایط نامناسب طبیعی و زیستمحیطی، گزینههای نامطلوبی برای ایجاد سایت دفن زباله محسوب میشوند و استفاده از آنها میتواند خطرات زیستمحیطی و مدیریتی قابل توجهی ایجاد کند. در طرف مقابل، تنها 210 کیلومتر مربع، معادل 4/8 درصد از وسعت این شهرستان که شامل بخشهای پراکندهای از مناطق مرکزی و غربی شهرستان ایذه است، به دلیل اینکه از نظر بیشتر پارامترها، وضعیت نسبتا مناسبی دارد، مستعد ایجاد سایت دفن یا دپوی زباله هستند.
جدول 4: مساحت و درصد مساحت طبقات
Table 4: Area and percentage of class areas
|
طبقات |
خیلی کم |
کم |
متوسط |
زیاد |
|
مساحت |
420 |
723 |
1140 |
210 |
|
درصد مساحت |
8/16 |
29 |
7/45 |
4/8 |
شکل 4: نمودار درصد مساحت طبقات
Figure 4: Chart of percentage of class areas
اعمال مناطق ممنوعه
در این پژوهش، بهمنظور شناسایی دقیق و علمی مناطق مستعد دفن یا دپوی پسماند، ابتدا نواحی دارای بیشترین میزان آسیبپذیری زیستمحیطی و انسانی بهعنوان مناطق ممنوعه در نظر گرفته شدند. تعیین این مناطق با هدف جلوگیری از بروز پیامدهای منفی زیستمحیطی، بهداشتی و اجتماعی ناشی از دفن غیراصولی زباله انجام شده است. بهمنظور شناسایی و تعیین مناطق ممنوعه، از تلفیق نظرات کارشناسان حوزه محیطزیست و مدیریت پسماند، بررسی مطالعات و پژوهشهای پیشین مرتبط(Ebrahimi et al, 2025; Hossein et al, 2026) ، ضوابط و معیارهای استاندارد و همچنین ارزیابی وضعیت زیستمحیطی و جغرافیایی منطقه مورد مطالعه استفاده شد. این رویکرد تلفیقی موجب افزایش دقت و قابلیت اطمینان نتایج حاصل شد. در نهایت، براساس مجموعهای از پارامترهای مؤثر شامل فاصله از دریاچه، فاصله از رودخانهها، فاصله از شهر ایذه، فاصله از نقاط روستایی، فاصله از جادههای اصلی و وضعیت پوشش گیاهی، نقشه مناطق ممنوعه شهرستان ایذه برای دفن یا دپوی زباله تهیه و ترسیم شد (جدول 5 و شکل 5). هر یک از این معیارها بهدلیل نقش مهمی که در حفظ منابع آب سطحی، کاهش آلودگی زیستمحیطی، جلوگیری از تهدید سلامت ساکنان و حفاظت از اکوسیستمهای طبیعی دارند، در فرآیند مکانیابی مورد توجه قرار گرفتهاند.
جدول 5: مناطق ممنوعه در نظر گرفته شده (گنجائیان و همکاران، 1404)
Table 5: Considered prohibited areas (Ganjaeian et al, 2025)
|
ردیف |
پارامتر |
مناطق ممنوعه |
|
1 |
دریاچه |
حریم 3 کیلومتری از دریاچه |
|
2 |
رودخانه |
حریم 1 کیلومتری از رودخانه |
|
3 |
شهر ایذه |
حریم 3 کیلومتری از شهر ایذه |
|
4 |
نقاط روستایی |
حریم 1 کیلومتری از نقاط روستایی |
|
5 |
جاده اصلی |
حریم 1 کیلومتری از جاده اصلی |
|
6 |
پوششگیاهی |
مناطق دارای ضریب DNVI بیش از 2/0 |
شکل 5: نقشه مناطق ممنوعه شهرستان ایذه برای دفن یا دپوی زباله
Figure 5: Map of prohibited areas in Izeh County for landfill or dumping
پس از تهیه نقشه مناطق ممنوعه شهرستان ایذه، این نقشه بهعنوان یکی از لایههای محدودکننده اصلی، بر نقشه نهایی پتانسیل دفن یا دپوی زباله اعمال شد. در این مرحله، با همپوشانی نقشه مناطق ممنوعه و نقشه پهنهبندی پتانسیل، مناطقی که در طبقه پتانسیل زیاد برای دفن زباله قرار داشتند و در عین حال خارج از محدودههای ممنوعه واقع شده بودند، بهعنوان مناطق مستعد نهایی دفن یا دپوی زباله شناسایی شدند (شکل 6). به این ترتیب، مناطق نهایی انتخابشده علاوه بر برخورداری از تناسب اولیه براساس پارامترهای محیطی و مکانی مؤثر در فرآیند مکانیابی، از نظر ملاحظات زیستمحیطی، انسانی و حفاظتی نیز واجد شرایط لازماند و هیچگونه تداخل یا همپوشانی با مناطق ممنوعه ندارند. این رویکرد موجب افزایش قابلیت اطمینان نتایج و کاهش مخاطرات احتمالی ناشی از انتخاب مکانهای نامناسب برای دفن پسماند میشود. براساس نتایج بهدستآمده، مجموع مساحت مناطق مستعد نهایی برای دفن یا دپوی زباله در شهرستان ایذه حدود 76 کیلومتر مربع برآورد شده که معادل حدود 3 درصد از کل مساحت شهرستان ایذه است. این مناطق بهصورت پراکنده و عمدتاً در بخشهای مرکزی و غربی شهرستان ایذه واقع شدهاند که نشاندهنده محدودیت شدید فضاهای مناسب در سطح منطقه است.
با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، میتوان بیان کرد که شهرستان ایذه بهدلیل شرایط خاص زیستمحیطی، وجود منابع آب سطحی، پوشش گیاهی نسبتاً متراکم و استقرار سکونتگاههای انسانی، با محدودیتهای درخور توجهی در زمینه مکانیابی دفن یا دپوی زباله مواجه است؛ ازاینرو، انتخاب محل دفن زباله در این شهرستان نیازمند دقت بالا، رعایت سختگیرانه معیارهای زیستمحیطی و استفاده از رویکردهای علمی و سیستماتیک نظیر سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) است تا از بروز آثار منفی بلندمدت بر محیطزیست و سلامت ساکنان جلوگیری شود.
شکل 6: نقشه نهایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه
Figure 6: Final map of areas suitable for landfill in Izeh County
تحلیل نتایج و محدودیتهای تحقیق
یافته اصلی این پژوهش، نقشه نهایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه (شکل 6) است که نشان میدهد پس از اعمال لایههای محدودکننده (مناطق ممنوعه شامل حریم دریاچه، رودخانه، سکونتگاهها، جادهها و پوشش گیاهی متراکم)، تنها 76 کیلومتر مربع، معادل حدود 3 درصد از کل مساحت شهرستان، برای احداث سایت دفن زباله مناسب باقی میماند. این میزان بسیار محدود، حاکی از حساسیت شدید زیستمحیطی منطقه است. دلایل اصلی این حساسیت عبارتند از: (1) تراکم بالای پوشش گیاهی در نواحی مرکزی، (2) وجود دریاچه میانگران و شبکه زهکشی نسبتاً متراکم، (3) لیتولوژی عمدتاً کارستی با نفوذپذیری بالا، (4) استقرار سکونتگاههای انسانی در بخشهای وسیع، و (5) میانگین بارش سالانه بیش از 600 میلیمتر که پتانسیل تولید و نفوذ شیرابه را افزایش میدهد. از نظر مدیریتی، این یافته به مدیران محلی هشدار میدهد که 97 درصد از مساحت ایذه برای دفن زباله مناسب نیست و هرگونه انتخاب مکان بدون مطالعات علمی دقیق، با ریسک بالای آلودگی منابع آب سطحی و زیرزمینی، تخریب خاک و تهدید سلامت ساکنان همراه خواهد بود.
مقایسه نتایج این پژوهش با مطالعات مشابه نشان میدهد که درصد مساحت نهایی مناسب برای دفن زباله در ایذه (3%) به طور درخور توجهی کمتر از مقادیر گزارششده برای دالاهو (8%؛ حجازی و زنگنهتبار، 1404)، قزوین (حدود 20%؛ خادمی شیراز و همکاران، 1400) و شهر ابهای عربستان (حدود 20%)؛ (Al Awadh & Mallick, 2024) است. این تفاوت عمدتاً ناشی از شرایط خاص هیدروژئومورفولوژیکی ایذه شامل وجود پهنههای آبی وسیع (دریاچه میانگران و بخشی از دریاچه سد کارون 1)، میانگین بارش سالانه بالا (بیش از 600 میلیمتر)، شیبهای تند زاگرسی و لیتولوژی کارستی است که همگی حساسیت منطقه را نسبت به مطالعات یادشده افزایش دادهاند. در مقابل، نتایج این پژوهش با یافتههای گنجائیان و همکاران (1404) در شهرستان کامیاران (7/2%) مشابهت نسبتاً نزدیکی دارد که نشان میدهد مناطق زاگرسی با شرایط توپوگرافی و هیدرولوژیکی پیچیده، بهطور سیستماتیک دارای محدودیت شدید اراضی مناسب برای دفن زباله هستند. این مقایسه همچنین نشان میدهد که استفاده از مدلهای سادهتر مانند AHP یا WLC بدون عملگرهای فازی پیشرفته) در مناطق حساس، ممکن است منجر به برآورد بیش از حد اراضی مناسب شود؛ در حالی که مدل تلفیقی RWR و گامای فازی در این پژوهش، برآورد واقعبینانهتری ارائه کرده است.
این پژوهش با وجود نتایجی که داشته است، با محدودیتهایی همراه است که باید در تفسیر نتایج مدنظر قرار گیرد: عدم دسترسی به دادههای میدانی دقیق از کیفیت آب زیرزمینی و نرخ واقعی نفوذپذیری خاک، ذهنیگرایی ذاتی روش وزندهی مبتنی بر نظر کارشناسان، استفاده از تصاویر ماهوارهای مربوط به یک بازه زمانی خاص که ممکن است تغییرات فصلی را بهطور کامل منعکس نکند و در نهایت اینکه نقشه نهایی در مقیاس شهرستان تهیه شده و برای انتخاب نقطه دقیق محل دفن، انجام مطالعات تکمیلی ژئوتکنیک و هیدروژئولوژیک در مقیاس بزرگتر (1:5000) الزامی است.
نتیجهگیری
این پژوهش با هدف شناسایی مناطق مستعد دفن زباله در شهرستان ایذه و با بهرهگیری از مدل تلفیقی ضریب وزنی نسبی (RWR) و عملگر گامای فازی در محیط GIS انجام شد. یافتههای پژوهش بهوضوح نشان میدهد که شهرستان ایذه به دلیل شرایط خاص هیدروژئومورفولوژیکی خود شامل توپوگرافی پیچیده زاگرسی، وجود پهنههای آبی حساس (دریاچه میانگران و بخشی از دریاچه سد کارون 1)، لیتولوژی عمدتاً کارستی با نفوذپذیری بالا، تراکم نسبتاً زیاد پوشش گیاهی در نواحی مرکزی، میانگین بارش سالانه بیش از 600 میلیمتر و استقرار سکونتگاههای انسانی در بخشهای وسیع با محدودیت شدید اراضی مناسب برای دفن زباله مواجه است. این محدودیت به حدی است که پس از اعمال مناطق ممنوعه (شامل حریم منابع آب، سکونتگاهها، جادههای اصلی و پوشش گیاهی متراکم)، تنها بخش ناچیزی از مساحت شهرستان برای این منظور قابل توصیه است. از نظر روششناختی، نتایج این پژوهش نشان داد که مدل تلفیقی RWR و گامای فازی نسبت به روشهای مرسوم (مانند WLC و AHP) از کارآمدی بالاتری برخوردار است. مزیت اصلی این روش، قابلیت تنظیم پارامتر γ (بین صفر و یک) در عملگر گامای فازی است که به محقق امکان میدهد تعادل بین شرایط خوشبینانه و بدبینانه را در ترکیب لایهها، کنترل و عدم قطعیتهای ذاتی در دادههای محیطی را بهطور واقعبینانهتری مدلسازی کند. این رویکرد میتواند بهعنوان الگویی برای مطالعات مشابه در سایر مناطق کوهستانی و با حساسیت زیستمحیطی بالا (مانند زاگرس، البرز و سایر مناطق کوهستانی ایران) استفاده شود.
با توجه به محدودبودن اراضی مناسب برای دفن یا دپوی زباله در شهرستان ایذه، پیشنهاد میشود مدیران شهری و متولیان مدیریت پسماند، علاوه بر استفاده از نتایج این پژوهش در انتخاب مکانهای مناسب، رویکردهای مکملی همچون کاهش تولید پسماند، تفکیک از مبدأ، بازیافت و استفاده مجدد از مواد را بهصورت جدی دنبال کنند. همچنین، انجام مطالعات تکمیلی شامل بررسیهای ژئوتکنیکی، هیدروژئولوژیکی و ارزیابی اثرات زیستمحیطی پیش از احداث هرگونه سایت دفن، ضروری است. بهروزرسانی مستمر دادههای مکانی، پایش تغییرات کاربری اراضی و پوشش گیاهی و مشارکت کارشناسان محلی میتواند دقت تصمیمگیری را افزایش دهد. از سوی دیگر، آموزش و آگاهیبخشی به شهروندان در زمینه مدیریت صحیح پسماند و جلب مشارکت جوامع محلی، نقش مهمی در کاهش فشار بر محیطزیست و افزایش پذیرش اجتماعی پروژههای مدیریت پسماند خواهد داشت.